سینمای وحشت پیش از آنکه به فضاهای تاریک و غمزده دوران گوتیگ مدیون باشد، وامدار داستانهای بزرگ و تاثیرگذاری همچون آثار جاودانه برام استوکر و مری شلی است. از طرف دیگر سینمای اکسپرسیونیستی صامت آلمان بر این گونه سینما تاثیر شگرفی گذاشت و در تکمیل و تکامل سینمای وحشت نقش مهمی ایفا کرد.
گونه وحشت، دارای زیرمجموعه های متنوعی است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: فیلمهای آدم خواری، تسخیرشدن توسط عناصر شیطانی، فرانکنشتاین، ارواح، گوتیک، گورستانی، خانه های اشباح، هیولاها، فیلمهای وحشتناک روان شناختی، داستانهای شیطانی، قاتلین زنجیره ای، فیلمهای ماوراءالطبیعی.
Slash and Slasher
اسلش چیست؟ در فرهنگ پالپ در مقابلش چنین نوشتهاند: شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، زجرکش کردن، چاک دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن. تارانتینو این خدایگان اسلشر میفرماید: "از نمایش مهو و تهوعآور شکنجه کردن لذت میبرم. چون روح انسان را پاکیزه میگرداند." سخن کوئنتین مقدس به غایت ترسناک و دهشتناک است اگر به اعماق کلماتش پیببریم.
اسلشر يکی از زيرمجموعههای فيلمهای ترسناک (هارور) است كه حول و حوش قاتلين روانی میگردد كه اغلب ماسک به صورت دارند. یک قاتل با اعتماد به نفس كه بهصورت تصادفی طعمههايش را انتخاب و آنها را كاملن غيرحرفهای میكشد. اسلشر با قتل یک دختر جوان تودلبرو، هاتپورناستارهای صکسی شروع میشود و با نجات يافتن دختر خنیاگر ديگری به پايان میرسد.
اسنف یک نوع اسلشر است که به صورت واقعی ساخته میشود. اسنف، اسلشر مستند است. ژانر وحشت دارای قابلیت فراوان برای ترکیب با ژانرهای دیگر است. که یکی از آنها گونه اروتیک، پرونو است که در ممزوج شدن با اسلشر معجونی بس خطرناک شکل خواهد گرفت. فیلم هاستل در همین رده قرار می گیرد. معجون اسلشپورن.
های اسلشرهایی که اگر شما فراموش کنید تاریخ فراموش نخواهد کرد
جمعه سيزدهم (Friday the 13th)
كارگردان: شان كانينگام - (محصول 1980)
اسم قاتل: جيسون (Jason)
شعار فيلم: «شايد فقط يه بار ببينيدش، اما همون يه بار بستونه!»
نمونهای كاملا كلاسیک براي تعريف زيرژانر اسلشر كه هنوز يكي از شوكآورترين اينگونه فيلمها به حساب میآيد. يك كمپ در كنار درياچهای بعد از حدود 20سال بازگشایی میشود. در آن سالها پسری به نام جيسون وورهيز در درياچه غرق شده بود و سال بعدش، قتلهایی در اين كمپ اتفاق افتاده بود. كشتار ديگری شروع ميشود.
هالووين (Halloween)
كارگردان: جان كارپِنتِر ( محصول 1978)
اسم قاتل: قيافه (The Shape)
شعار فيلم: «بياييد وحشت رو جشن بگيريم!»
يكي از ترسناکترين فيلمهای وحشتناک نوجوانانه است.
يك قاتل روانی كه در كودکی مرتكب قتل شده، از تيمارستان فرار میكند و سراغ بچههایی ميآيد كه فكر میكند هنوز او را به ياد میآورند.
جيغ (Scream)
كارگردان: وِس كريوِن (محصول 1996)
اسم قاتل: صدای توی تلفن (Phone Voice)
شعار فيلم: «نفسهای آخرت رو بشمار!»
مشهورترين و يكي از بهترين اسلشرهاي متأخر بعد از دوران اوج اين فيلمها در اواخر دهه70 و 80 است. يك قاتل ناشناس از طريق تلفن قربانيانش را تهديد میكند و آنها را ميكشد. قربانيان او همه از علاقهمندان فيلمهای ترسناک هم هستند!
كابوسی در خيابان الم (A Nightmare on Elm Street)
كارگردان: وِس كريوِن - (محصول 1984)
اسم قاتل: فردي (Freddy)
شعار فيلم: «خوابيدن میكشه!»
داستانش بين اسلشرها هم غيرمتعارف است؛ قاتل در خواب سراغ قربانیهايش میآيد! چند دوست نوجوان، يك كابوس مشترک میبينند و كشته میشوند. يكي از دخترها میخواهد با نخوابيدن به كشتار پايان بدهد.
كشتار با اره برقی در تگزاس (The Texas Chain Saw Massacre)
كارگردان: توب هوپر( محصول 1974)
اسم قاتل: صورت چرمی (Leatherface)
شعار فيلم: «قبل از هالووين... قبل از جمعه سيزدهم... قبل از جيغ... اره بود!»
در زمان خودش، به عنوان ترسناکترين فيلم تاريخ سينما بعد از «جنگير» (1973) شناخته میشد و هنوز هم جزو عجيب و غريبترين و وحشيانهترين فيلمهای اسلشر است. یک روانی به تمام معنا در یک عصر تابستاني میافتد به جان 5 رفيق كه برای گذراندن تعطيلات به خانه قديمی پدربزرگ يکی از بچهها آمدهاند.
معروفترین اسلشرباز تاریخ سینما
کوئنتین تارانتینو، دیوانه عالم سینما یکی از عاشقان سینه چاک اسلشر است. شاید جهان یک روز صبح که از خواب بلند شد تیتر یک Cnn و press tv و bbc و fox news این باشد: کوئنتین تارانتینو فیلسماز معروف سینمای جهان که در سال ۱۹۹۵ با فیلم پالپ فیکشن برنده نخل طلای فستیوال کن شد و با فیلمهای سبک اسلشر همچون سگدانی، بیل را بکش به شهرت جهانی دست پیدا کرد بر اساس گزارش محرمانه FBI پلیس فدرال ایلات متحده امریکا یک قاتل روانی است که تا به امروز بیش از ۶۶۶ نفر دختر و پسر جوان را به روشهای قرون وسطایی سلاخی کرده است.
فرمانده کل افبیآی که در کنگره در مقابل ریس جمهور امریکا و وزرا سخنرانی میکرد با ابراز تاسف از اینکه چرا آن روزها تارانتینو بدون هیچ گونه محدودیتی از فیلمهای دهشتناک اسلشر پشتیبانی میکرد و در روی پوستر فیلم هاستل با افتخار تمام عبارت Quentin Tarantino presents را مینوشت به این فکر نیافتادیم که این پسر بچه شرور هالیوود یک قاتل روانی است. مارشال ایلاتی کالفرنیا از اینترپول درخواست کرد در دستگیری کوئنتین تارانتینو، تیم تحقیق ایالات متحده امریکا را یاری رسانند. به نقل از مقامات کاخ سفید کوئنتین تارانتینو در حال حاضر در خاورمیانه به سر میبرد. منابع غیر رسمی خبر از حضور او در تهران پایتخت کشور ایران میدهند.
هاستل اثر تارانتینو
اگر تا به حال سینمای اسلشر را تجربه نکریدهاید و دوست دارید به دنیای سیاه و سرسار رازآلود کوئنتین تارانتینو وارد شوید برایتان یک پیشنهاد دارم فیلم "هاستل" را ببینید. Hostel ماجرای قصابی شدن آدمهاست. چند تا دختر معرکه آمریکایی که برای خوش گذرانی به براتیسلاوا اسلواکی می روند و آنجا در دام شکارچیهای انسان میافتند و برای قصابی شدن فروخته میشوند.
این فیلم زیرنظر مستقیم کوئنتین تارانتینو ساخته شده تا آنجایی که خود وی در تمام پشت صحنهها حضور داشته است. سکانسهایی پر از صحنههای چندش آور و لزجکننده روح. از انگشت و چشم و سر و دست قصابی شده انسانها توسط موجودات مافوق روانی. دخترهای شیتان فیتانی که بیخبر از همه جا فقط میخواهند در تعطیلات در یک کشور غریبه خوش بگذراند که عکس پاسپورتشان برای میلیونرها فرستاده میشود تا برای کشتنشان دلارها بیشتر و بیشتر از حسابهای بانکی به براتیسلاوا اسلواکی واریز شود. دخترهایی که هرچقدر زیباروتر باشند مرگی دردناکتر انتظارشان را میکشد.
در پوستر فیلم هاستل عبارت Quentin Tarantino presents نشانه پشتیبانی کامل این فیلم توسط یاغی دوران است. خودتان را برای انحلال کامل مغزتان آماده کنید. اگر هاستل نتواند شما را بترساند باید به آفرینش کوئنیتن تارانتینو شک کرد.


اگر بوف کور را خوانده باشید و هامون داریوش مهرجویی و بزرگراه گمشده دیوید لینچ را دیده باشید حتمن میدانید این دو فیلم شباهتهای انکار ناپذیری با شاهکار صادق هدایت دارند. 
همه جادو و جنبلی کردند تا مگر آفت صادق هدایت به جان کسی نزند و خودکشیاش یک امر شخصی تلقی شود. ولی صادق هدایت دیوانهتر از این حرفها بود که به حرف رجاله و لکاتهها از صحنه روزگار محو شود. 
مسعود کیمیایی: اویی که این روزها در روزنامهها با نامهای تازه، به عنوان نوکر روزنامه، آن هم در روزنامههای عصا به دست مینویسد، یک زبان دیگر را نمیداند. بماند که قطعن زبان فارسی را نمیداند. نه سازی را تا به حال به دست گرفته، فیدل کاسترو را نمیشناسد. 
اداره اماکن بر روی حرفش ایستاد و کافه تیتر را به تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۸۶ پلمپ کرد.
ته ته این دنیا فقط معرفتِ که میماند. بچه پنتهاوس خیابان آصف زعفرانیه باشی یا در یک آلونک توی پاکدشت وارمین زندگی کنی. زیاد فرقی نمیکند. مهم معرفت است که باید داشته باشی.
زیاد فرقی نمیکند اهل چه دینی و آئینی باشی. مسلمون هستی انسان باش. مسیحی هستی انسان باش. 
اگر اهل تئاتر روحوضی هستید لطفن پینوکیو را نبینید. دایره پینوکیو یک اثر بدیع و خلاقانه برای کسانی است که دوست دارند زندگی روتین بدون هیجان را به فراموشی بسپارند.
سلطان سینمای ایران تا ۳ مرداد ما را به دیدن رئیس دعوت کرده است. آدمها دودسته هستند: کیمیاییبازها و آنهایی که از آقای کیمیایی متنفراند. استاد با هر فیلمش ما را به عاشقانهترین خلوت خود دعوت میکند. به مهمانی سلولوئید و دیالوگ.
فکر کردن را نمیتوان پلمپ کرد. اندیشیدن را نمیتوان تعط