تبليغاتX
گردباد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

مانی حقیقی هنوز شاهکارش را خلق نکرده. او یک کپسول انرژی است که هر لحظه به این طرف و آن طرف می‌زند. فیلم (آبادن، کارگران مشغول کارند، کنعان، پذیرایی ساده) می‌سازد. فیلم (درباره الی و ورورد آقایان ممنوع) بازی می‌کند. فیلمنامه (چهارشنبه سوری) می‌نویسد. فیلم‌های مستند (ماندن، هامون‌بازها، داریوش مهرجویی کارنامه چل ساله) کارگردانی می‌کند و تیتراژ (ماهی‌ها عاشق می‌شوند) را درست می‌کند. خلاصه مانی حقیقی بیشتر با سینما حال می‌کند، او سینما باز است تا سینماگر. به همین دلیل است وارد دیالوگ تهران پاریس می‌شود. و واقعن تنها کسی که توانایی ورود به این ماجرا را داشت او بود. این کپسول انرژی یک روز منفجر خواهد شد و ما شاهد شاهکار مانی حقیقی خواهیم بود. به امید آن روز لذت بخش.

| لينک ثابت |  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 14:16    | 

یک عده بچه زن سوگلی هستند و یک عده از زنان صیغه ای. دسته اوّل شاه می‌شوند مثل محمد شاه، و دسته دوّم باید جنگ کنند برای "شاه کاکا" و هرات را بگیرند ولی سودش را آدم‌های بی‌هوّیت هرهری مذهب بخورند مثل میرزا آقاخان نوری صدراعظم.

| لينک ثابت |  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 23:34    | 


او‌‌ همان مهاجمی است که پرسپولیس دست رد به سینه‌اش زد ولی حالا چاه نفت آبان است، فونیکه سی البته نه تنها برای اصغر شرفی دوست داشتنی است که در آبادان هم به یک چهره محبوب تبدیل شده است. او که امروز نیز روند گل زنی‌هایش را تداوم بخشید نشان داد که بی‌دلیل نبوده که اصغر شرفی در ابتدای فصل او را به مربیان پرسپولیس معرفی کرد و توصیه کرد که فونیکه را به خدمت بگیرند.

مطمئنن حمید استیلی اگر می‌دانست هدیه اصغر شرفی چه اندازه باارزش است هیچوقت دست رد به این جواهر سیاه نمی‌زد. استیلی اما هدیه شرفی را پس فرستاد تا مهرداد اولادی را به خدمت بگیرد. اولادی این روز‌ها با نمایش ضعیفش همه را ناامید کرده. اما فونیکه آقای فوتبال ایران است. حتی در روزهایی که صنعت نفت خوب بازی نمی‌کند و از حریفانش چهار تا چهارتا گل می‌خورد فونیکه سی برای تیمش گلزنی می‌کند تا جزو معدود مهاجمان لیگ باشد که در کارش ثبات دارد.

 او حتا در روزهای ناخوش صنعت نیز وطیفه‌اش را خوب انجام می‌دهد. فونیکه حالا با ۱۹ گل صدرنشین مطلق گلزنان لیگ است. عنوانی که با توجه به درخشش هر روزه این مهاجم در پایان لیگ نیز به خود او تعلق خواهد گرفت. او در حالی کریم انصاری فر را پایین‌تر از خود دارد که ۵ گل بیشتر از مهاجم سایپا اندوخته کرده است.
درخشش خیره کننده فونیکه سی باعث شده تا او از همین حالا مشتری‌های پر پا قرص خود را داشته باشد.

سی هر چند ممکن است سال آینده پیراهن طلایی آبادانی‌ها را بر تن نکند اما مطمئنن با خاطرات خوشی برزیل ایران را ترک خواهد کرد. فونیکه (متولد ۲۱ ژوئیه ۱۹۸۶) یک بازیکن فوتبال اهل کشور مالی است که در حال حاضر برای تیم صنعت نفت آبادان در رقابت‌های جام خلیج فارس بازی می‌کند.

او فوتبال را از لیگ باشگاهی کشور مالی آغاز کرد. پس از پیوستن به تیم نساجی مازندران راهی ایرانجوان بوشهر شد. از سال ۲۰۱۱-۲۰۱۲ به باشگاه فوتبال صنعت نفت آبادان پیوست. او در ۲۴ بازی خود برای نفت آبادان ۱۸ گل نیز بثمر رسانده‌ است. فونیکه سابقه بازی ملی را نیز دارد. او در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ با پیراهن تیم ملی فوتبال مالی نخستین بازی ملی‌اش را برابر سودان به انجام رساند.

| لينک ثابت |  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 19:52    | 

با وجود اینکه نام چند مدل از مازراتی در لیست خودروهایی قرار گرفته‌اند که می‌توانند برای واردات ثبت سفارش شوند، اما باز هم باور کردن آن سخت است. مازراتی که حتا در پایتخت شیک کشورهای اروپایی، چشم‌ها را مجذوب خود می‌کند، قرار است به بازار ایران وارد شود. کمپانی مازراتی که در سال ۱۹۱۴ میلادی تاسیس شد، از زیر مجموعه‌های کمپانی فیات است. فیات در حال حاضر بزرگ‌ترین تولید کننده خودرو در ایتالیا است و جالب است بدانید که حتا فراری هم از دیگر زیر مجموعه‌های فیات محسوب می‌شود. 

آرتا‌تاک‌موتور که نماینده رسمی مازراتی در ایران است، مازراتی گرن‌کابریو (GranCabrio)، گرن‌توریسمو (GranTurismo) و کواتروپورته (Quattroporte) را در مدل‌های مختلف به بازار معرفی خواهد کرد. در این مقاله از مدل جذاب گرن‌توریسمو می‌گوییم. مدلی که یک کوپه لوکس و پرقدرت به معنای واقعی کلمه است. دماغه کشیده که نشان مازراتی در جلوی آن قرار دارد، نمایانگر پیشرانه‌ای ۸ سیلندر است که در مدل S حجمی برابر ۴۶۹۱ سی‌سی و توان خروجی ۴۵۰ اسب‌بخار را دارد.

شتاب صفر تا صد کیلومتر این مدل، ۴. ۹ ثانیه است که می‌تواند راننده را به صندلی می‌خ‌کوب کند و به مرز ۲۹۵ کیلومتر در ساعت برساند. با وجود چنین ارقام شگفت‌انگیزی، مصرف ترکیبی بنزین این خودرو برابر ۱۵. ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است و در خارج از شهر به ۱۰. ۷ لیتر نیز کاهش می‌یابد که برای یک خودروی اسپرت ۸ سیلندر مصرف بسیار خوبی است. تکنولوژی بکار رفته در مازراتی گرن‌توریسمو آن قدر به روز و مدرن است که دارنده آن را بی‌شک راضی می‌کند.

البته بعد از ورود اولین نمونه‌ها از این خودرو، می‌توانید مشخصات کامل آن را در گردباد مشاهده کنید. اما بپردازیم به مهم‌ترین مسئله یعنی قیمت این خودروی فوق‌العاده! مازراتی گرن‌توریسمو اس در حدود ۲۵۰ هزار دلار قیمت دارد، حالا قیمت دلار با قیمت گمرک و پول بیمه خواستید ضرب کنید یا جمع؟ من پیش‌بینی نمی‌کنم که قیمت این خودرو پس از ورود به بازار در چه رنجی خواهد بود اما مطمئن هستم که افراد زیادی توانایی خرید چنین خودرویی را ندارند!

ما مخالف ورود چنین خودروهایی به بازار ایران هستیم، واقعن چرا در کشوری که مردمش پول بلیط اتویوس ندارند، باید خودروهایی با قیمت غیر معقول وارد کشور شوند، دور نیست از روزی که پای لامبورگینی و فراری هم مثل مازراتی و پورشه به بازار ایران راه پیدا کنند.

| لينک ثابت |  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 22:24    | 

از باقی‌مانده‌ی لذت‌های زندگی اینه که وسط سوز سرمای زمستان پاشی شال و کلاه کنی بری جشنواره چندین ساعت توی صف وایسی، با کسانی که نمی‌‌شناسی شون راجع به فیلم و سینما گپ بزنی، حواست نباشد زمان چی جوری می‌گذرد، بگی و بخندی، بی‌خیال دنیا شوی، حتا آی پاد هم به کارت نیاید، دنیایتان بشود سینما، عشق کنید و کیف کنید، یهو ببینی بلیط بهت نمی‌رسد. ببینی یکی دیگه هم ساعت‌دیواری‌ها رو از دیوار جمع کرده و گذاشته تو جعبه و با جای خالی رو دیوار حال می‌کنه.

ساعت‌ها که شتاب می‌گیرند آدم توقع داره اتفاق خاصی درحال رخ دادن باشه. توقع من اما منطقی به نظر نمی‌رسه. روز‌ها شبیه هم می‌گذرند و هر چه سعی می‌کنم هم فقط رنگ و لعاب ظاهر روز و شب‌ها تغییر می‌کنند. توان گوش کردن به هیچ ترانه‌ی خاطره‌داری رو ندارم. بیشتر موسیقی بدون کلام و کمی ویولون. تحملم کم شده. تحمل تماشای فیلم ندارم. حجم احساسم تناسبی با سطح درام فیلم نداره.

راه رفتن که زمانی سرخوشی بود و تسکین و خیلی چیز‌ها خسته‌ام می‌کنه. قهوه فشار خونم رو از تعادل خارج می‌کنه و حوصله‌ی شیرکاکائو ندارم. درعوض پاپ کورن و نون سوخاری می‌خورم. هرشب با خودم قرار می‌گذارم که از فردا شروع می‌کنم. کاری رو برای خودم شروع می‌کنم. و این فردا هنوز در راهه.

به این بدی هم نیست شاید. گاهی در آرامش به خودم می‌گم خوبه که متوقف نشدی. سرگرمی درطول زمان ثابت نیست. سرگرمی‌ها هم با تغییر تو عوض شدن. به تازه‌ها بچسب. تازه‌ها رو ببین. تازه ببین. فقط نمی‌فهمم این بغض عجیبی که ته این حرف می‌اد و سخت دل می‌کنه از من از کجا می‌آد. اعترافی هم بکنم و برم. چند دقیقه‌ای فکر کردم قالب این وبلاگ چه رنگی بود و صادقانه بگم که به‌یاد نیاوردم.

وقتایی هست که رویا و واقعیت تو خواب قاطی می‌شن و معمولن به‌یاد نمی‌ارم کدومشو خواب دیدم و کدوم قسمتشو وقتی کمی بیدار شده بودم یواشکی خودم به خوابم چسبوندم چون دلم نیومده خوابم نیمه‌کاره بمونه، یا خواستم کمی هپی‌اند‌تر باشه. دیشب هم همین‌طور بود. اما اولش که گفتم بعد از این‌همه وقت اومدی تو خوابم چرا غمگینی انقدر قربونت برم، گفتم دخترمو نمی‌خوای ببینی؟

اینو مطمئنم خواب بودم. وقتی گفتم دلم می‌خواست شاه‌پسند‌ها و درخت انار و گل‌ها و گلدون‌ها رو‌تر و تازه ببینم، خونه شلوغ باشه و بشینم رو پاش واسم قصه بگه و بقیه‌ی حرفا، اونا رو مطمئن نیستم خواب بودم یا بیدار. مطمئن نیستم وقتی برای بار صدم پتوی دخترک رو مرتب کردم و پای یخ‌زده‌اش رو زیر پتو جا دادم قبل از این خواب بود یا نه.


غمگین رفت طبقه‌ بالا و دستش زیر چونه. پیر‌تر از وقتی از دنیا رفت. حدود ده سالم بود. اما همیشه حسرت داشتنش واسم موند. بت من بوده همیشه. بوی عطرش. نون سوخاری‌ها رو که با شیر داغ می‌خورد. صداش وقتی می‌گفت سلام بابا بیا ببینمت.

همون لحظه توی خواب تمام دلتنگی این سال‌ها ریخت تو دلم. حسرت صداش وقتی هر ۵ دقیقه می‌گفتم حالا غروب شد؟ برم باغچه رو آب بدم؟ و انگار که بار اول باشه می‌پرسم می‌گفت نه تو این آفتاب داغ نباید به گل‌ها آب داد. برگ‌هاشون می‌سوزه... چه حوصله‌ای داشت. وقتی منو می‌نشوند تو بغلش اما بقیه‌ی پسرا دورش می‌نشستند. وقتی خیلی لوسم می‌کرد.

الان هم که فکر می‌کنم نمی‌دونم چقدر خواب بودم و چقدر بیدار. وقتی گفتم بابایی علی هیچ‌وقت برنگشت. حتا بعد از رفتنت. واسه اونه که دلتنگی؟ وقتی گفتم من بودم همیشه گل‌های شاه‌پسند رو ریز ریز می‌کردم خیلی کیف می‌داد. وقتی آدم با چشم خودش چیزی رو می‌بینه نمی‌تونه انکار کنه. وقتی با چشم خودم می‌بینم بچه ۴ ماهه تا صبح خوابید.

وقتی می‌بینم از صبح تا شب با بدجنسی هم که جمع بزنم ۱ دقیقه گریه کرد، اون وقته که نمی‌تونم انکار کنم همه‌ی حرفایی که تو کتابا اومده بود و من فش دادم که دروغه دروغه، شاید هم واقعیت داشته. و الان در حالت حیرانی عمیقی به سر می‌برم و نمی‌دونم دقیقن باید چه کار کنم. دلم واسه خودم بسوزه یا سرمو به دیواری جایی بزنم یا چی.

وقتی کلمه‌ها لغزنده می‌شن نشونه‌ی خوبی نیست. دستم که به نوشتن می‌ره انگار که یه تیکه از ذهنم یهو گم می‌شه. پیداش نمی‌کنم. یا فقط نصفش یادمه. آخرش. وسطاش. بعد مجبور می‌شم دستمو بگذارم روی بک‌اسپیس و هر چی نوشتم پاک کنم و مبهوت بشینم که چی شد. چرا؟

| لينک ثابت |  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 22:41    | 

سپاه از شبکه سازمانی افق برای ورود به اینترنت استفاده می‌کند. فرمانده سپاه سیدالشهدا همچنین از آموزش و تربیت 5 هزار وبلاگنویس ولایی توسط سپاه صحبت کرد، و گفت باید به کف 50 هزار وبلاگنویس خودی دست پیدا کنیم. سپاه درصدد افتتاح قرارگاه کل آفند و پدافند جنگ مجازی است، سپاه معتقد است باید در جنگ مجازی به جای دفاع حمله کند. فرمانده سپاه دوم استان تهران گفت: شروع کننده جنگ نرم ایران است، ایران با جنگ نرم توانست بیداری اسلامی رقم بزند.

یکی از مزیت‌های فتنه هشتاد و هشت این بود که سپاه توانست مجوز ورود به اینترنت را  بگیرد. چون قبل از آن سپاه به هیچ عنوان حق نداشت به اینترنت کانکت شود. فرمانده سپاه استان تهران در اختتامیه جشنواره وبلاگنویسی سپاه گفت: مردمی که در روز 25 خرداد فاصله خیابان انقلاب تا میدان آزادی طی کردند نمی‌دانستند برای چی آنجا هستند و قرار است چکاری بکنند؟ این قدرت جنگ نرم دشمن بود که توانست آنها را به خیابان بکشد. جای سپاه در اینترنت خیلی خالی بود.

در اختتامیه جشنواره وبلاگنویسی سپاه استان تهران که در فرهنگسرای ولا شهر ری، واقع در میدان نماز برگزار شد به 22 نفر از مجموع 5 هزار وبلاگنویس‌ که توسط سپاه وبلاگنویسی یاد گرفته بودند پرینتر جوهر افشان، لوح یادبود، دیپلم افتخار اهدا شد، همچنین به تمامی حاضرین در مراسم بسته فرهنگی شامل دی‌وی‌دی آگاه‌سازی و... داده شد.

برای ورود به مراسم باید ثبت نام انجام می‌شد، در آن چند دقیقه‌ای که منتظر شدم تا ثبت نام شوم، تمامی افرادی که داشتند ثبت نام می‌کردند وبلاگ‌هایشان در سرویس دهنده بلاگفا بود، ندیدم و نشنیدم کسی آدرس وبلاگی به غیر از بلاگفا به مسئولینی که وظیفه ثبت نام داشتند بگوید.

سپاه سیدالشهدا سپاه دوم استان تهران است. فرمانده سابق آن علی فضلی، معاون سابق عملیات فرمانده کل سپاه پاسداران بود که هم اکنون سرتیپ دوم بهرام حسینی مطلق به عنوان فرمانده این سپاه مشغول به کار است. این سپاه در میدان سپاه کرج مستقر است و همه مناطق استان تهران به جز شهر تهران را پوشش می‌دهد و شامل همه پایگاه‌های بسیج در استان تهران (به جز شهر تهران) می‌شود. سپاه دیگر استان تهران، سپاه محمد رسول‌الله است که مسئولیت امنیتی شهر تهران را بر عهده دارد و زیر نظر قرارگاه ثارالله عمل می‌کند.

پیش‌درآمد این سپاه، تیپ ۱۰ حضرت سیدالشهدا بود که در جریان جنگ ایران و عراق حضور داشت. تیپ ۱۰ سیدالشهداء که در اوائل فروردین ماه سال ۱۳۶۱ با عنوان تیپ ۲۱۰ حضرت سیدالشهدا توسط محسن وزوایی و با حکم داود کریمی بنیان گذاری گردید، به پیشنهاد احمد متوسلیان فرمانده وقت تیپ محمد رسول الله و به دلیل ضرورت‌های عملیات بیت‌المقدس، با این تیپ ادغام شد.

این دو تیپ ادغام‌شده، عملیات بیت المقدس را با موفقیت به انجام رساندند. پس از شهادت محسن وزوایی در عملیات بیت‌المقدس و اسارت احمد متوسلیان در لبنان، ضرورت تشکیل یک تیپ مستقل رزمی باعث گردید در شهریور ۱۳۶۱ تیپ ۱۰ سیدالشهدا با استعداد ۴ گردان با نام‌های حضرت علی اکبر، حضرت علی اصغر، حضرت قمر بنی هاشم و حضرت قاسم مجددا راه‌اندازی شود و فرماندهی آن به علی موحد دانش سپرده شد.

| لينک ثابت |  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 21:24    | 

پیمان یوسفی: مثل اینکه این ایمون زایدی هم که گرفتید مد نظر آقای دنیزلی نبوده که بازیش نمی‌داده. خیلی هم انگار گرون خریدینش خوب چرا وقتی به کار نمی‌اد گرفتینش!؟

رویانیان: آقای دنیزلی گذاشته به وقتش رونمایی کنه ازش!

پیمان یوسفی: آ‌ها...!



برنامه ۹۰ در ۹۰، تاریخ: ۲ بهمن ۱۳۹۰



تیتر: دیالوگ جاودانه فیلم مادر نوشته علی حاتمی خدابیامرز

| لينک ثابت |  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 0:57    | 

یکی از جانبازان جنگ تحمیلی، سال‌ها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام و در یکی از بیمارستانهای شهر رم بستری شده بود. از قضا چند روزی بعد از بستری شدن این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می‌شود خانم پرستاری که از او مراقبت می‌کند نام خانوادگی‌اش مالدینی است. این جانباز تصور می‌کند تشابه اسمی است، اما نمی‌تواند جلوی کنجکاوی‌اش را بگیرد و از خانم پرستار می‌پرسد: آیا شما با پائولو مالدینی ستاره شهر تیم آ. ث. میلان نسبتی دارید؟

و خانم پرستار در پاسخ می‌گوید: پائولو برادر من است! جانباز ایرانی در حالی که بسیار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش می‌کند که اگر ممکن است عکسی به یادگار بیاورد و خانم پرستار هم قول می‌دهد تا برایش تهیه کند، اما جالب‌ترین بخش داستان صبح روز بعد اتفاق می‌افتد.

هنگامی که جانباز هموطن ما از خواب بیدار می‌شود، کنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می‌بیند که با یک دسته گل به انتظار بیدار شدن او نشسته است و... پائولو مالدینی اسطوره ملی ایتالیا از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا، به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله‌ای حدود ششصد کیلومتر دارد رفت، تا از یک جانباز جنگی ایرانی که خواستار عکس یادگاری اوست، عیادت کند. بعد اینجا به شیث رضایی می‌گن: یه امضاء بده... برمیگرده فحش خوار مادر به بچه‌های مردم می‌ده.



زیرنویس:

:: تیتر یکی از دیالوگ‌های جاودانه حاج کاظم در آژانس شیشه‌ای نوشته‌ی ابراهیم در آتش

| لينک ثابت |  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 13:26    | 

 فروپاشی جمهوری اسلامی قبل از حمله نظامی



دولت آمریکا به اصغر فرهادی، کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین برای بردن جایزه گلدن گلوب تبریک گفت. دولت امریکا به هر کسی که برنده گلدون گلاب شود تبریک می‌گوید؟ امریکا یک پیام دی‌کد شده به طرفداران این روزهای اصغر فرهادی فرستاده، اون طبقه‌ای که خودش روشنفکر می‌داند، طرفدار جدایی ملت از حکومت است، هوادار جدایی دین از سیاست است، تماشاچی جدایی نادر از سیمین است، به هیچ دین و آیینی پایبند نیست.

مسلمانان را به دلیل تعصبشان به باد انتقاد می‌گیرد، ولی با تعصب از بهایی‌ها دفاع می‌کند، امریکا را فرشته بزرگ می‌داند، چلچراغ، بالاترین و دیگربان می‌خواند. بی بی سی فارسی و فارسی وان نگاه می‌کند. دلش برای سریال‌های خیانتی روپرت مرداک می‌رود، آزادی برایش شکستن همه عرف‌ها و تابوها است.

از شنیدن خبر ترور دانشمندان اتمی ایران لبخند می‌زند، برای همین است که وقتی تلویزیون صدای امریکا که نظر رسمی دولت امریکا است در زمان مصاحبه با عبدالمالک ریگی در زیر نام او قهرمان ملی ایران را می‌نویسد هیچ اعتراضی به آن نمی‌کند.

تا حالا فکر کرده‌اید چه کسانی دارند منافع اجتماعی (گروه، طبقه و دسته‌شان) را به یک حق تبدیل می‌کنند؟ برای مثال وقتی گروهی سود شخصی‌شان در انتشار مجلات مستهجن است تلاش می‌کنند تا این سود شخصی را با استناد به حقوق مندرج در بندهای اول و دوم منشور حقوق بشر یعنی حق" آزادی بیان" مشروع و معتبر جلوه دهند.

امریکا (انگلیس و اسراییل) سعی می‌کنند همه چیز را مشروع نشان دهند.  شبیهه طعم کوکاکولا. که در هر کشوری بنا بر ذائقه‌ی‌ مردم آن کشور طعمش فرق می‌کند. مزه‌ی کوکاکولا توی آمستردام با مزه‌ی کوکاکولا در تهران خیلی فرق دارد.

اصغر فرهادی در جدایی نادر از سیمین ناهنجاریهای جامعه را طوری به نمایش می گذارد که گویا تمامی مشکلات بشریت در نقطه ای اتفاق افتاده که این فیلم ساخته شده است. جدایی نادر از سیمین یک فیلم اجتماعی است که به صورت افراطی به سیاه نمایی پرداخته است و مشکلات جامعه‌ای که هیچ کس منکر آن نیست را چنان بزرگ کرده که هر کس بدون اطلاع از اوضاع، این فیلم را مشاهده کند مطمئنن چنان دید بدی به ایران و ایرانی و علی الخصوص که گویا هدف فرهادی هم همین بوده است، دید بدی به مذهبی‌ها پیدا می‌کند که دیگر به سختی شاید بتوان این ذهنیت را پاک کرد.

آقای فرهادی، جدایی نادر از سیمین دوباره ما را به یاد فیلم‌هایی می اندازد که فرد مذهبی را یک فرد نابهنجار جامعه معرفی می کند. چرا باید کارکترهای مذهبی در فیلم‌های شما طوری تعریف شوند که در آخر ماجرا همه هیبت آنها فرو بپاشد؟ یک سری با هدف و برنامه بهایی می‌شوند که حساب آنها جداست.

طرف با هدف و برنامه بهایی می‌شود بهایی بودن تبلیغ می‌کند. ولی اون قسمت مردم عادی که چون از آخوندها بدشان می‌آید، می‌آیند آخوند تعمیم می‌دهند به کل اسلام. بعضی‌ها فکر می‌کنند قبل از جمهوری اسلامی اسلام وجود نداشته، همین عوام در دوره ناصری هستند که انگلیس می‌اید برایشان باب می‌آورد: منم همان مهدی (عج) که منتظرش بودید دیگر منتظرش نباشید. شیعه به امید است که زنده است، امید شیعه را بکشید شیعه می‌میرد.

جدایی نادر از سیمین برای این جایزه باران می‌شود که خارجی‌ها فکر می‌کنند امید کش است، یعنی باید امید شیعه را بکشد، امید کسانی را که به اسلام وفادار هستند را خشک کند. همین‌هایی که این روزها دارند سنگ فرهاد صغیری و جدایی ملت از حکومت به سینه می‌زنند و برای گرفتن خرس و خروس از دست لکاته‌های خالی چوبی استتوس افتخار افتخار می‌نویسند همان‌هایی هستند که سر سکانسی که شهاب حسینی خودش را می‌زند خنده سر می‌دهند، این‌ها هنوز فرق درام و کمدی نمی‌‌دانند تازه ایلی پا می‌شوند می‌‌روند آی‌ام‌دی‌بی فیلم مورد علاقه‌شان را بهترین فیلم درام تاریخ سینما بکنند.

اگر جامعه را جسم و فرهنگ را همچون روح در نظر بگیریم به خوبی می‌توانیم پیامدهای به چالش کشیده شدن فرهنگ برای جامعه را در ذهن خویش ترسیم کنیم. در دنیای مدرن همه باید مثل هم فکر کنند. جمهوری اسلامی باید قبل از حمله نظامی فرو بپاشد، ترور دانشمندان اتمی ایران، موج جهانی جدایی نادر از سیمین، دست دادن فرهادی با آنجلینا جولی، برهنه شدن گلشیفته، اولین اسکار تاریخ سینمای ایران.

این‌ها همه آب آسیاب پروپاگاندای ضد ایرانی است تا زمینه را برای حمله‌ی نظامی امریکا به ایران آماده کنند. یک مرحله قبل‌تر از آن هم براندازی بدون خشونت جمهوری اسلامی است. در هر صورت براندازی حکومت ایران هدف اصلی ماجراست. جدایی نادر از سیمین دارد به بهترین فیلم تاریخ سینما و بشریت تبدیل می‌شود. گریه حضار.


این نوشته به شبنم طلوعی (بازیگر بهایی مقیم فرانسه) و مرجان ریاحی تقدیم می‌شود.



زیرنویس:

:: جدایی ملت از حکومت عماریون

:: روشنفکر بازی تهوع‌آور جدایی نادر از سیمین هنوز ادامه دارد گردباد
| لينک ثابت |  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 15:1    | 

تماشاچی‌های تازه به دوران رسیده خانه هنرمندان بارسا که ژست تیفوسی‌های دوآتشه به خود می‌گیرند اگر بدانند این روزها جام ملت‌های افریقا در جریان است، چه تیم‌هایی شرکت کرده‌اند، رقابت وووزلای افریقایی در کدام خاک قاره سیاه را به تب و تاب وادار کرده، آنها فقط سر بازی‌های منچستر یونایتد و رئال مادرید یادشان می‌افتد فوتبالی هم هست باید ادا در بیاورند.

همین چند وقت پیش بود بارسا با ویکتوریا بازی داشت، ولی من ندیدم هیچ کدام از تماشاچی‌های بارسا حتا یک خط درباره این بازی بنویسند، روحشان هم از این بازی خبر نداشت. اصلن اینها بارسا را دنبال نمی‌کنند، فقط سر هر ال‌داربی پیداشان می‌شود ژست طرفدار بارسا می‌گیرند و ... این‌ها همان‌هایی هستند که از کتاب فقط جلدش را می‌خوانند و از روزنامه فقط تیترش را.

دختر شیتان فیتان یوسف آباد که تیپ می‌زد و چپ و راست، سالها پیش یک ضد فوتبال بود، تماشای فوتبال یک کار چیپ! می‌دانست، کسر شانش بود اگر در جمعی کسی از فوتبال حرف بزند و او شنونده باشد، حالا خانوم وسط لنگ اروپا برای ما شده تماشاچی مرسی، فقط باید دل بدهید به چیزی که گفتم، ببینید خرابی کار بارسلونا کجاست.

یک مشت روشنفکر که ساعت‌ها برای برهنگی گلشیفته فراهانی دلیل می‌آورند، تماشای فیلم خصوصی زهره امیرابراهیمی را نشانه اصل اول اوپن دِ مایند می‌دانند، شبنم طلوعی را هم هنرمند می‌دانند چون بهایی است. همین‌هایی را می‌گویم که جدایی نادر از سیمین را زورکی می‌خواهند بهترین فیلم تاریخ سینما بکنند!




برنامه امروز که خوشمزه خودم است

جام ملتهای آفریقا 2012 گروه D

غــــنا -- بوتسوانا ... ساعت 19:30
مالی -- گیـــــــنه ... ساعت  22:30


زیرنویس:

:: ما در گورستانی باستانی، مردانی به عشق خفته بودیم گردباد

| لينک ثابت |  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 12:11    | 

دلم برای یک بازی وبلاگی سینمایی تنگ شده، پس بیاییم بر اساس لیست کاندیدهای اسکار امسال که معرفی شده‌اند لیست خودمان را داشته باشیم، اسم‌ش را هم می‌گذاریم: "بازی وبلاگی اسکاری" با اجازه شما من لیست محبوب و دوست‌‌داشتنی خودم معرفی می‌کنم که می‌توانید آن را در پایین این پست مشاهده کنید. حقیقتش بخواهید هر کدام از برگزیده‌های من اگر در شب پر زرق و برق بورلی‌هیلز اسکار بگیرند خیلی خوشحال می‌شوم و به شما قول می‌دهم برای‌شان جیغ بکشم. حالا اگر شما هم دوست دارید لیست خودتان را داشته باشید. شرط ورود به این بازی اینه عشق سینما و فیلم بین باشید و وبلاگ داشته باشید.


لیست برگزیده‌ی من از کاندیداهای آکادمی:

بهترین فیلم: نیمه شب در پاریس
بهترین فیلم‌نامه اوریجینال: نیمه شب در پاریس
بهترین کارگردان: وودی آلن
بهترین فیلم‌نامه اقتباسی: مانی‌بال
بهترین بازیگر مرد: برد پیت برای مانی بال
بهترین بازیگر زن: میشل ویلیامز برای هفته من با مرلین
بهترین انیمیشن: رنگو
بهترین فیلم خارجی: پینا به کارگردانی ویم وندرس



زیرنویس:

:: بازی اسکاری نیلوفر عبداللهی

| لينک ثابت |  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 16:8    | 

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا





جنبش وبلاگی فدائیان امام هادی النقی(ع)