كازينو رويال براساس اولين كتاب يان فلمينگ ساخته شد تا باند بعد از گذشت 46 سال به نقطه آغاز بازگردد. کازینو رویال اولين کتاب یان فلمينگ و در واقع اولين ماموريت جیمز باند، جاسوس دوستداشتنی سینما است که برای نخستين بار با کارگردانی جان هيوستن و بازی ديويد نيون در نقش اصلی در سال 1967 به فيلم برگردانده شد.
البته در ١٩۵٤ در اولين برگردان تصويری کازینو رویال و خود باند در فیلمی تلویزیونی و ٥٠ دقیقهای ظاهر شد که بری نلسن نقش وی را بازی میکرد و امروز شاید کسی آن را به خاطر نیاورد.
۴۶ سال بعد در سال ۲۰۰۷ کوئنتین تارانتینو این دیوانهی عالم سینما هوس کرد اولین کتاب یان فلیمنگ را مجددن به فیلم تبدیل کند. ولی تهیهکنندگان اصلی حاضر نشدند تارانتینو را وارد بازی کنند. چون ترسیدند جیمز باند توسط وی یهو یک قاتل سریالی به سبک اسشلر از کار دربیاید. به همین دلیل برادر تارانتینو در گفت وگويى با نشريه توتال فيلم اظهار كرد كه ايده بازسازى فيلم كلاسیک «كازينو رويال» ۱۹۶۷ در حقيقت متعلق به او بوده است.
برادر تارانتینو درباره فيلم جديد كازينو رويال با بازى دانيل كريگ كه موفقترين و پرفروشترين فیلم جیمزباند بوده است گفت: «هيچ وقت كازینو رويال جدید را ندیدم چون از دست اين آقایان (تهيهكنندهها) خیلى عصبانى بودم. آنها در جمع خصوصیشان گفته بودند كه نمىتوان كازينو رويال را بازسازى كرد ولى خلاف آن اتفاق افتاد.»
وى در ادامه افزود: «همین كه گفتم من آن را خواهم ساخت تمام وبسايت ها خبر آن را آوردند و كازينو رويال تبديل به فيلمى شد كه همه مىخواستند هر چه زودتر ساخته شود تا آن را ببينند. آنها بايد حداقل از اين بابت از من تشكر مى كردند.
کازینو رویال بدون تارانتینو و با کارگردانی مارتين كمپل و با حضور دانيل كريگ در نقش هفتمین جیمز باند تاریخ سینما و اوا گرين، جودی دنچ، مس میكلسن به مدت 144 دقيقه ساخته شد.
این بیست و یکمین فیلم جیمز باند پر از شور و انرژی است. طولانیتر، پرخرجتر، ۲٥٠ ميليون دلار، و از اين رو مجللتر و بديعتر. در این جدیدترین ضیافت ۰۰۷ همه عوامل سنگ تمام گذاشتهاند که بيشترين سهم از آن آهنگساز است. ديويد آرنولد که بهترين موسیقی دو دهه اخير باندها را تصنيف کرده و بين خودمان بماند جان تان را به لب خواهد رساند تا تم مشهور جان باری را بشنويد. يعنی بايد تا عنوان بندی نهایی صبر کنید. البته شما یکبار دیگر تا مرز مردن پیش میروید. بهتان نمیگویم کجای کازینو رویال، جیمز باند معروفترین جملهی تاریخ سینما را میگوید!
برای اولينبار، مردم از طریق کتابهای یان فلمینگ با زندگی پر خطر و شخصيت بیباک مامور 007 سازمان اطلاعات بریتانیا آشنا شدند و اين فيلم دکترنو بود که برای اولینبار جیمز باند را به روی اکران آورد و مردم را با شخصيت او به ويژه پيگيری مصرانهاش برای دستگیری تبهکاران بينالمللی و همچنين دسترسی او به پيشرفتهترين و زيرکانهترين ابزار و دستگاه ها آشنا ساخت. یادتان هست آن روزها که در جهان کسی نمیدانست موبایل چیست این جیمز باند بود که یک گوشی تلفن داشت که همهجا همراهش بود و تازه با آن عکس هم میانداخت.
جیمز باند قهرمانی بود كه هم قدرت فوقبشری داشت و هم بشر بود. جیمز باند آدمی است که با تمام نقطهضعفهایش جذاب است. البته برای پوشاندن نقاط ضعفش از ابزار آلات پيشرفته استفاده میکند. در آن زمان شون كانری 32ساله نقش مامور مخفی جنتلمنی را بازی کرد كه در حساسترين لحظات مبارزه مراقب پاپیون و اتوی شلوارش هم بود.
روزی كه شونكانری بازی در نقش مامور 007 انتخاب شد، احتمالن هيچكس تصور نميكرد اين كاراكتر نزدیک به نيم قرن دوام بیاورد. در سال 1962 بود که شون كانری در نقش جيمز باند در فيلم دكتر نو به خاطرهها پیوست. از سال 1962 كه دكتر نو به عنوان اولین فيلم جيمزباند مقابل دوربين رفت تا امروز كه كازينو رويال نمايش داده شده، 21 فيلم درباره مامور 007 ساخته شده است. پديدهای كه آن را مولود جنگ سرد میدانستند اما حتی بعد از فروپاشی شوروی همچنان دوام آورد، به اين دليل واضح که هنوز روح مبارزه ضدامپریالیستی در جهان باقی است.
اين بار اما، مبارزه جيمز باند با دفعات قبلی تفاوت دارد و استودیو سونی پیكچرز همچون قهرمان فیلمش دست به ریسک خطرناکی زده است چرا كه در تاريخ 44 ساله اكران فيلمهای اين قهرمان انگلیسی، كازينو رویال بزرگترین ریسک سونی است و بیش از 250 ميليون دلار هزينه توليد و تبليغات آن شده است. سونی 75 درصد از هزینه 150 میلیون دلاری فيلم را پرداخت كرده و حداقل 120 میلیون دلار صرف تبلیغات آن در سطح جهان كرده است.
فیلمهای باند بر سه ركن اكشن، سکص و خشونت استوار است. صحنههای زد و خورد كه بسته به توانایی كارگردان، كیفیتشان رقم میخورد، بخش اصلی فيلمهای باند را تشكيل میدهد. تا آنجا كه اساسن فیلمنامه تنها دستاویزی است برای رسيدن به صحنههای نفسگیری كه تماشاگر از فيلمهای باند انتظار دارد.
باند زيبا و جذاب است و محبوب زنها. در نتیجه رابطهای نيست که او در آن موفق نشود. جذابيت ظاهری او برای جنس مخالف خیلی از درها را برایش باز میکند و از طرفی در نوعی از قهرمان پروری آگاهانه، باند در همه ماموريتهایش موفق میشود و از پيش تماشاگر به قدرت خارق العاده او باور دارد و اين که يک تنه از پس دهها نفر بر میآيد، برای تماشاگر از پيش پذيرفته شده به نظر میرسد (و اين يکی از قدرت های همان کارخانه روياسازی است که میتواند در هر فيلم جهانی بنا کند که مناسباتش ربطی به جهان واقعی ندارد و تماشاگر حداقل عادی بدون چون و چرا آن را میپذيرد.)
نکته عجيب درباره نسخه جديد باند، کمتر شدن سکص و اضافه شدن خشونت است. رابطه باند در فيلم با زنها ، به دو مورد خلاصه می شود که در اولی، باند وظيفه کاریاش را به عشقبازی ترجيح میدهد و زن را ترک می گويد و دومی هم با پرهيز از نمايش صحنههای عشقبازی - بر خلاف رويه فيلمهای باند - به پايان تراژيکی توام با خيانت زن ختم میشود.
اما خشونت عریان این فیلم بخصوص در صحنه شکنجه باند و همچنین در صحنه کشته شدن دو مامور سیاه پوست، در فیلمهای این مجموعه کمتر نمونه داشته است. شاید اساسن قرار است که اسطوره باند روز به روز بینیازتر از پیش به نظر برسد، و بنا به سنت روز و احوال زمانه پرداختن به مساله تروريسم که چاشنی فيلم شده، باند برای حفظ امنيت بايد خشنتر و بینيازتر از هميشه باشد. حتی بینياز از زن و سکص.
ديرپاترین كاراكتر تاريخ سینمای جهان اگر اين همه سال دوام آورد و امروز بیست و يكمين فيلماش ساخته شده، بیش از هرچیز به سودآوری اقتصادی این پديده بازمیگردد. هر چند نمیشود نقش مقاصد سياسی را در تولید اين سری فیلمها انكار كرد. باند محصول دورانی است كه جنگ سرد در دوران اوج خود بهسر میبرد. زمانی كه دو ابرقدرت وقت، به شكلهای مختلف يكديگر را تهديد میكردند.
تا حالا به این نکته فکر کردید چرا در فیلمهای جیمز باند هر وقت میخواهند شرق را نشان دهند از فضاهای بسته، تیره و تار استفاده میکنند؟ فضاهایی به شدت سیاه و سفید و دردناک. ولی درست بعد از این تصاویر توتالیتر است که یک نمای فوق رنگی از درخشش خورشید و بدن لخت یک زن با مایو را به ما نشان میدهند تا غرب، این بهشت لیبرالها را ببینیم؟