قبل از تولد امروز با این گروه خفن یا همان ۱۳ یار اوشن رفتیم منزل پسری که با مار زندگی میکند. و جلوی دوربین یکی از شبکههای تلویزیونی خارج از کشور نشستیم و از علایقمان حرف زدیم.
از دنیای مجازی که از هر حقیقتی به حقیقت نزدیکتر است. میزبان ما پسری که با مار زندگی میکند حسابی سنگ تمام گذاشته بود. احساس میکردی که در یک مجلس آیزوایدشات کوبریکی نشستهای.
وقتی آقای کارگردان به همراه گروه جمع و جورش شروع کرد به ضبط برنامه ما هیچ کاری نکردیم. چون قرار بود ما خودمان باشیم. مثل همشیه که میشینیم کنار هم و تو سر کلهی هم میزنیم.
اینبار هم فقط باید مینشستیم و از عشقهایمان حرف میزدیم. فقط این بار یک عضو جدید میان ما بود: دوربین. گپ زدیم و خندیدم. از علایق مشترکمان با هم سخن گفتیم.
از وب، وبلاگ، سینما تا موسیقی، ژورنالیسم، تئاتر، فوتبال، ادبیات و وجیز. اگر نمیدانید وجیز چیست پس هیچ وقت دیگر هم نخواهید فهمید. عاشقان تارانتینو امروز جای کوئنیتن مقدس را حسابی خالی کردند.
این گروه خفن رشتههای مشترک بسیار زیادی دارند. رشتههایی که باعث میشود اعضای این سیزده یار اوشن وقتی در کنار هم قرار میگیرند حس خوبی داشته باشند. اسم رمز یکی از رشتههای مشترک کوئنتین تارانتینو است. تک تک افراد این گروه خفن به کوئنتین مقدس ارادت و احترام بسیار خاصی قائل هستند. تا جایی که میگوییم: اگر کسی تارانتینو را درک نکند از سینما چی میفهمد؟
تارانتینو درباره بیل را بکش گفته است: این فیلم را برای خودم ساختم، که از دیدنش لذت ببرم. Kill Bill لایههای درونی بسیار فلسفی و پیچیدهای دارد. شما به عنوان بیننده باید از لایه اولیه این فیلم که خیلی کودکانه و ابتدایی به نظر میرسد رد شوید. در اعماق با دنیای سیاه مافیای درون مواجه میشوید. مافیای درون چیست؟ وقتی معنای وجیز را نمیدانید! مافیای درون را هم نخواهید فهمید!
کوئنتین تارانتینو یک پسربچه شیطون است. مثل یک کپسول سرشار از انرژی که با هر فیلمش دارد خودش را به در و دیوار میکوبد. این کپسول انرژی یک روز منفجر خواهد شد و ما شاهد شاهکار تاریخی کوئنتین مقدس خواهیم بود.
تارانتینو با نمایش تهوعآور قساوت و خشونت میخواهد غمها و دردهای کثیف آدمی را جلا دهد. و آنها را زیبا و متعالی گرداند. او میخواهد آدم را به انسان تبدیل نماید. کوئنیتن با فیلمهایش آدمی را شکنجه میکند تا پاک و منزه به سوی انسان شدن گام بردارد. دقیقن مثل مسیح. فاصلهای را که تا بالای تپه طی کرد. او را شکنجه کردند. تا بدون تعلقات دنیوی برای دیدن معبود آماده شود.
خدا تارانتینو را برای ما فرستاد تا بهترینها را به ما بیاموزد. بعد از مراسم اول راهی تولد شدیم. بعد از تولد هم سر از زیرزمین در آوردیم. امروز یک انیماتور حرفهای هم به جمع ما اضافه شده بود. شاگرد استاد تاریخ سینمای ایران. آقای عباس کیارستمی. خودمانیم عجب جمعی داریم. آینده وب، وبلاگ، سینما تا موسیقی، ژورنالیسم، تئاتر، فوتبال، ادبیات از همین جمع خفن ما شکل خواهد گرفت. مگر ندیدهاید آقای مسعود بهنود راجع به تیترنشینها چه گفته است: از کجا معلوم بزرگان آینده در کافه تیتر ننشسته باشند.
شما به ضیافت پینوکیو دعوت هستید
سهشنبه قرار است بچههای وبلاگنویس به تئاتر "دایره پینوکیو" که در سالن قشقایی تئاترشهر در حال اجراست دعوت کنیم. پس این نوشته را به عنوان یک دعوتنامه بخوانید: گروه تئاتر دنکیشوت شما وبلاگنویس عزیز را به دیدن تئاتر دایره پینوکیو دعوت مینماید. شما اگر وبلاگنویس هستید و دوست دارید با ما این تئاتر را ببینید همین جا کامنت بگذارید، بهمراه آدرس وبلاگ و ایمیل. و اعلام آمادگی کنید تا اسمتان به لیست مهمانان رسمی سهشنبه اضافه شود. یا با این آدرس تماس بگیرید:
gerdbad @ gmail.com

