پیت: چرا من، آلیس؟ چرا من انتخاب کردی؟
رادیو روی موج خاصی میماند که قطعهای موسیقیست پر از حسرت. آلیس میرقصد. دست پیت را میگیرد و به خود نزدیک میکند. آلیس: برای اینکه بتونیم با هم باشیم... . تو که هنوز میخواهی با من باشی، نه؟ آلیس همان لبخند وحشیانه را تحویل پیت میدهد.
در نور چراغ میرقصند، باد گرم نوازششان میکند. صحنهای رویاییست. به هم میپیوندند. نور چراغ با نور ستارههها ترکیب میشود و تلالویی ناب احاطهشان میکند و شروع میکنند به عشقبازی پرحرارت با هم. در اوج لذت آلیس خودش را کنار میکشد و در گوش پیت میگوید:
تو هیچ وقت من به دست نخواهی آورد.
[Lost Highway - دیوید لینچ]
| لينک ثابت | یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:27 

