دو روز پیش تو همین شهر ما, چهارتا پسر دوازده ساله وقتی متوجه میشن که دختر یازده ساله همسایه تو خونه تنهاست با زور وارد خونه همسایه میشن و روی مبلی که دختر روی اون نشسته بود و تلوزیون نگاه میکرد، بهش تجاوز کردن.چی باعث میشه که پسر دوازده ساله - که بعید دور و بر اون پینس کوچیکش حتی مو هم در آورده باشه- این باور رو داشته باشه که وقتی دختری - دخترکی , زنی, موجود مونثی با یک سوراخ کوچک- جایی هست باید بره و بهش تجاوز کنه؟ [لینک به اصل مطلب]
این اتفاق در ایران نیافتاده بلکه در امریکا، در دل کفرستان غرب، همان جایی که داعیهی حقوق بشر، حقوق زنان و اتوپیای روشنفکران را دارد به وقوع پیوسته است. همان کشوری که بعضیها خودشان را جر میدهند تا بگویند آزادی هر هزار سال یک بار هم در آنجا نقض نمیشود.
این رویداد اگر در ایران افتاده بود فداییان «حقوق بشر» و «حقوق زنان» فریاد وا حقوق بشر، وا حقوق زنان سر میدادند: به خاطر جمهوری اسلامی است که این اتفاق فجیع روی داده و باید دخل جمهوری اسلامی را آورد. حالا که این ماجرا توی کفرستان غرب پیش آمده کک طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان هم نمیگزد.
اگر در ایران به وقوع میپیوست صد هزار تا پتیشن، لوگو یک میلیون چیز دیگر (مصاحبه با رادیوهای خارجی، و...) درست میکردند و جار میزدند که ملت کجایید که توی جهان پر از صلح و صفا چهارتا پسر به یک دختر تجاوز کردند. حقیقت این است که پشت این همه شعارهای حقوق بشر و حقوق زنان (پشت پیراهن عثمان) که در ایران سر داده میشود پروپاگاندای ضدایرانی خوابیده است که با پول خود آمریکا از طریق سازمانهای به ظاهر بیطرف تولید میشود.
طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان هم دانسته یا ندانسته آب به آسیاب پروپاگاندای ضدایرانی میریزند که یکی از اهدافش سیاه نشان دادن (سیاه نمایی) جامعهی ایران است. تا زمینه را برای حملهی نظامی امریکا به ایران آماده کنند. یک مرحله قبلتر از آن هم براندازی بدون خشونت جمهوری اسلامی است. در هر صورت براندازی حکومت ایران هدف اصلی ماجراست.
آنها که روح خود را به شیطان فروختهاند در صدد نابودی جمهوری اسلامی هستند. بعضیها هم عمدن و از روی قصد سروصدا میکنند تا به دردسر بیفتند (اطلاعات بهشان گیر بدهد) تا بتوانند پناهندگی بگیرند و از مزایای بیزنس جهانی حقوقبشر استفاده کنند. براندازی که حتمن این نیست که اسلحهی گرم دستت بگیری و راه بیفتی توی خیابانها، همین سیاه نشان دادن جامعهی ایران از صدهزار تا اسلحهی گرم هم بدتر است.
پانوشت:
:: سازمانهای جهانی، همانطور که خیلیها از جمله نگری و هارت در کتاب بینظیرشان Empire گفتهاند، تبدیل به ابزارهای اعمال قدرت آمریکا یا همان امپایر شدهاند، در لباسی ظاهرا بیطرفانه. از دیدهبان حقوق بشر بگیر تا سازمان ملل. هر جا آمریکا بخواهد از طریق آنها کارش را پیش میبرد و آنها هم زور ندارند جلوی بزرگترین منابع مالیشان که همانا آمریکا است بایستند. وا میدهند تا لااقل لذتش را، بقول آن جوک، ببرند. [حسین درخشان]
:: سیستم اطلاعاتی ایران و پروژههای هلندی، تا جایی که من در این چند ماه فهمیدهام، حساسیت سیستم اطلاعاتی ایران روی پروژههای هلندی چند دلیل مشخص دارد که شاید بعضیهایش برایتان تازه باشد. [متن کامل]
:: فریدام هاوس، موسسهی نزدیک به نومحاافظهکاران آمریکایی که ماموریت اصلیاش درواقع کمک به براندازی بدون خشونت حکومتهای مخالف آمریکا است، بخشی از پولهای مصوبهی هلند را برای پروژهی «گذار» دریافت کرده است. [لینک به اصل مطلب]
:: پستکلونیال بودن: چرا خمینی قهرمان من شده است. جدیدترین نوشتهی هودر

