یلدا: عطش تو با من سیراب نمیشه.
فراست: این رسم کجاست که آب را از جگر سوخته دریغ کنند؟
یلدا: چیزی که تو دنبالشی فراست، باید بری اطراف جردن و میدون ونک. اونجا تا دلت بخواد جگر ریخته، مرهم جگر سوخته!
فراست: این رسم کجاست که آب را از جگر سوخته دریغ کنند؟
یلدا: چیزی که تو دنبالشی فراست، باید بری اطراف جردن و میدون ونک. اونجا تا دلت بخواد جگر ریخته، مرهم جگر سوخته!
احمدرضا معتمدی
| لينک ثابت | سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 2:13 

