ضدقهرمان چه واژه پر ابهت و متناقضی است. اساسن ضدقهرمان همان طور که از نامش پیداست شخصیتی منفی است. ولی در ذات خود وجهی از قهرمان را دارد. شخصی که در فرایند همذاتپنداری و همانندسازی (identification) سینمایی، تماشاگر نسبت به او احساس خوبی دارد. ضدقهرمان معادل دو واژه با معناهای متفاوت است: Antagonist و Antihero. آنتاگونیست همان آدم خبیث فیلمهاست. که تماشاگر از او بیزار است.ولی Antihero با رعایت اصول اخلاقی احساس همدلی مخاطب را بر میانگیزد.
ضدقهرمان اشتباه میکند. ولی پای اشتباهش میایستد. درگیر میشود. ولی از خطر کردن نمیهراسد. شکست میخورد. ولی هنوز جذاب (Charismatic) است. شبیهه بقیه نیست. اما همیشه صداقت دارد. عصیانگر است. به همین دلیل شخصیتهای اصلی سامورایی، کازابلانکا، صورت زخمی، پدرخوانده، پروفشنال، راننده تاکسی، بانی و کلاید، گاو خشمگین، گوست داگ، شورش در شهر، خوب و بد و زشت، این گروه خشن و... نمونههای کلاسیک ضدقهرمان هستند. بین خودمان باشد ضدقهرمان هیچ وقت با مرگ طبیعی نمیمیرد.
در سینمای ایران بیشترین ضدقهرمانها به سینمای استاد کیمیایی تعلق دارد. از قیصر، رضا موتوری گرفته تا داش آکل، سید گوزنها، گروهبان، رضای ردپای گرگ، سلطان، نقره سربازهای جمعه، امیرعلی اعتراض، محسن حکم.
یادتان هست دون کورلئونه به مایکل چه نصیحتی کرد؟ پدرخوانده پسرش را از دو کار برحذر داشت: تجارت مواد مخدر و تجارت زن.
لینک:
:: مردی به آلت تناسلی نیست ته ته این دنیا فقط معرفتِ که میماند. بچه پنتهاوس خیابان آصف زعفرانیه باشی یا در یک آلونک توی پاکدشت وارمین زندگی کنی. زیاد فرقی نمیکند. مهم معرفت است که باید داشته باشی.


