این روزها خیلی خوشحالم و پر از انرژی. فول آلبوم اوریجینال گروه راک دهه هفتادی Slade که سامر پارسال به یادگار برایم از پایتخت یکی از کشورهای اروپایی خریده شده بود و امسال به دستم رسید. الان بر روی آیپادم دارد گوشهایم را نوازش میکند. همچنین کتاب کلاه کافکا ریچارد براتیگان.
پرسپولیس هم که دارد به روشنی جلوی چشم طرفداران ناصرخان میبرد. و ما به همراه افشین قطبی قطب فوتبال ایران هستیم. پس ملالی نیست. برای آنها که در سودای قهرمانی پسران آبی به سر میبرند آرزو میکنیم که عید فطر ۸۶ هیچگاه از راه نرسد. تا روز در هم کوبیده شدن استقلال و خرد شدن ناصرخان را هرگز نبینند.
پسون پریشب یکی از بچهها فکر کرد ما قرار است برویم میدان مولوی ولی ما سر از تئاتر مولوی در آوردیم برای دیدن نمایش کورات با بازی باران و آتیلا به نویسندگی و کارگردانی امیررضا کوهستانی از روز سهشنبه ۲۷ شهریور ساعت 20 در تالار مولوی اکران شده است. (بر وزن روی صحنه رفته است بخوانید.)
البته ما آن شب نمایش را ندیدم. چون خبر رسید که باید بریم یک مجلس تولد را بهم بریزیم. ما هم سوار مینیبوس شدیم و راه افتادیم. داشتیم "پارسال دسته جمعی رفته بودیم زیارت" را میخوانیدم که رسیدیم.
همین جا به امیر عزیز تولدش را تبریک میگویم. و امیدوارم سالهای خوبی را بهمراه یار زندگیاش در خانه دروس داشته باشد. من در حال خواندن کلاه کافکا و گوش دادن به اسلید هستم. ولی الان بلند شدهام و دارم با قطعهی Cum On Feel The Noise این موقع شب میرقصم. بیچاره همسایهها که باید صدای بلند و قدرتمند موسیقی راک مورد علاقهی من را گوش کنند.

