ساموئل هانتینگتون فیلسوفی که نظریه برخورد تمدنها را سالها قبل از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر ارائه کرده بود، جامعه سیاستزده را جامعه پراتوری (praetorianism) مینامد. در جوامع مدرن نهادهای سیاسی (احزاب و... ) به توزیع قدرت و مشارکت سیاسی کمک میرسانند. اما در جوامع توسعه نیافته، به علت فقدان نهادهای سیاسی، نیروهای اجتمائی مستقیمن با یکدیگر درگیر میشوند و کمتر کوششی برای مرتبط ساختن مصلحت خصوصیشان با مصلحت عمومی از خود نشان میدهند.
در جوامع مدرن، کنشگران سیاسی در مورد راه حلی که در مورد درگیریهای سیاسی باید به کار بسته شود، یعنی در مورد چگونگی تخصیص سمتها و تعیین سیاستها، توافق دارند. انتخابات، گفتوگو، مشاوره، توافق و... روشهای مقبول عامند. اما در جامعه پراتوری انواع صورتهای عمل مستقیم «ارتشا، اعتصاب، تظاهرات، کودتا و...» در صحنه سیاست حضور دارد.
سِمتهای سیاسی به آسانی به دست میآیند و به آسانی نیز از دست میروند. پدیده معمول در سیاست پراتوری، «پذیرش یا طرد همه جانبه» است. در جامعه مدنی به موازات افزایش مشارکت سیاسی، ثبات جامعه افزایش مییابد. اما در جامعه پراتوری، گسترش دامنه مشارکت سیاسی، موجب کاهش ثبات و دوام جامعه میشود.
در جامعه پراتوری وقتی بحران سیاسی عمدهای پدید میآید تنها از طریق کاستن دامنه فعالیت سیاسی همه گروههای جامعه، بحران فروکش میکند.





