خانهاش در بركلی بود و من در مهمانیهایی كه آن بهار میرفتم میديدمش. با سر و وضع آنچنانی میآمد مهمانی و تا نصفه شب حسابی میپلكيد و شراب میخورد و لاس میزد و بعد صحنه را برای هر كسی كه میرفت توی نخش، میچيد و از قضا برای خيلی از رفقای من كه ماشين داشتند. همه يكیيكی میرفتند سر ديگ آشی كه او برایشان پخته بود. هميشه با قر و قميش میگفت: من میرم بركلی. كسی ماشين نداره بره بركلی؟
یک ساعت طلای كوچک داشت كه حساب نصفهشب از دستش در نرود. و هميشه یكی از رفقای من پيدا میشد و از زور شراب بله را میگفت و با ماشين میرساندش بركلی و او هم دعوتش میكرد به آپارتمان نقلیاش و بعد میگفت كه حاضر نيست با او بخوابد و اينكه با هيچكس نمیخوابد، اما اگر خودش دلش بخواهد میتواند شب بخوابد كف اتاق.
یک پتوی پشمی اضافی هم داشت. و هميشه دوستان من مستتر از آن بودند كه دوباره تا سانفرانسيسكو بنشينند پشت فرمان و همان جا سر میگذاشتند زمين و روی آن پتوی سبز ارتشی مثل مار میپيچيدند دور خودشان و صبح كه بلند میشدند مثل گرگی كه رماتيسماش عود كرده باشد، خشک و بدعنق میشدند و بعد بدون صبحانه يا حتی یک قهوه خشک و خالی همه چيز تمام میشد و او یک بار ديگر تا بركلی سواری گرفته بود.
باز يكی دو هفته بعد توی مهمانی ديگری سبز میشد و سر ساعت دوازده سرود «من میرم بركلی. كسی ماشين نداره بره بركلی؟» را سر میداد، و مادرسگ بدبختی كه هميشه يكی از رفقای من بود از هول حليم میافتاد توی ديگ و میرفت به ملاقات پتوی كف اتاق.
P.s by Gerdbad:
:: هالیوودیها به مرلین مونرو میگفتند: "ومپ". ومپها زنان زيبا، اغواگر، فوقالعاده سک+سی و پوچگرا هستند که مردها را عاشق خود میکنند، ولی هرگز اجازه همخوابگی به آنها نمیدهند.
:: femme fatale واژهای انگلیسی نيست، بلکه فرانسوی است. معادل انگليسی آن fatal woman میشود. از شخصيتهای اصلی فيلمهای نوآر. فم فتال به معنی زن نابودگر، جذاب، زیبا، ویرانگر و شهوتانگیز است که مردها را به سوی نابودی سوق میدهد.

