پروردگارا، دیر زمانی همان روز اولی که شیطان فرشته مقرب درگاه تو به اشرف مخلوقات تو سجده نکرد و تو شیطان را از بهشت راندی، شیطان از تو فرصت خواست و تو خدای همه کائنات و مخلوقات در تمام تاریخ و قبل از تاریخ به او فرصت دادی تا همه بندگان را به سمت خویش بکشاند غیر از بندگان نیکوکار تو را.
خدایا، بارلها، ای ایزد منان، ای خدای مهربان، این شیطان بد جوری این چند وقته خودش را به رخ بندگان تو میکشد. بابا یک زمانی بود تو هر هزار سال، دوهزار سال با یک حرکتی و معجزهای به شیطان و پیروانش نشان میدادی خدای مهربان آن قادر متعال هوای بندگان نیکوکار خودش را دارد.
خدا جون بد جوری کم آوردیم. هر جا را نگاه میکنیم شیطان را میبینیم. شیطان در همه جاها نفوذ کرده است. خدایا مگر باهاش قرار نگذاشتی تا روز قیامت همه بندگان را غیر از بندگان نیکو کار تو را. خدایا، شیطان دیگر بندهای باقی نگذاشته برای تو. همه یک جورایی اسیر شیطان شدهاند.
یک زمانی رودخانه نیل با آن عظمت از وسط شکافتی تا قوم یهود از آن عبور کند. شکافی در طاق کسری انداختی که نشان شکست طاغوت در تمام تاریخ شد. جان یکی از انسانهای خوبت را توسط تارهای عنکبوت از مرگ نجات دادی. قومهای زیادی را نابود کردی چون اسیر شیطان شده بودند.
هر وقت شیطان به خودش میبالید تو رخ مینمودی. آخدا ما هم بنده تو هستیم. فراموشمون نکردی که؟ شیطان این روزها و شبها بد جوری جلو افتاده. هر طرف نگاه میکنی شیطان را میبینی. نکند تو بیخیال قول و قرارت با شیطان شدهای؟ دیگر نمیشود حق از ناحق تشخیص داد. درست است تو پیشبینی همچین روزهایی را کرده بودی.
مهربانترین مهربانان، صبر کوچک تو چهل ساله ما بنده کوچک تو هستیم. تو خدایی و ما بنده. خودت گفتی که از رگ گردن به بندهات نزدیکتری. دریاب نه دیریاب. خدایا کرشمهای کن بازار ساحری بشکن.

