کوئنیتن تارانتینو این خدایگان بزرگ سینما با هر فیلمش به ما درس جدیدی میآموزد. فیلمهایش همچون نوشتههای مقدس رازآمیزی است که فقط پیروان راستینش میتوانند به رموز آن دست پیدا کنند.
خدایگان به سادگی تفریح میکند و لذت میبرد. و ما هم با او شریک هستیم. شریک جرم و لذتش. Planet Terror و Death Proof جدیترین ساختهی تارانتینو و گونزالس است. همان دو که اولی مقام معبودی دارد و دومی از حواریون خاصه است. کوئنیتن مقدس سعی دارد به سینمایی ضد قصه برسد که نمونه موفقش ضد مرگ (Death Proof) است.
برادر تارانتینو استاد نوشتن ديالوگهای زيبا، اعجوبه استفاده از موسیقیهای باکره و دستنخورده، صحنههای نمونه و بديع است. او با کاراکترهایی چون وینسنت (جان تراولتا) و ژول (ال جکسون در پالپ فيکشن) يا کاراکتری مانند عروس (اما ترمن در کيل بيل) در اوج آفرینش اثری هنری قرار دارد.
بعد گذشت تقریبن نصف فیلم ضد مرگ تماشای صحنههای خونی و مالی شدن، کشت و کشتارهایی که خون آن روی لنز دوربین میپاشد شما درک میکنید که دارید فیلمی از یاغی همه دوران سلولوید Quentin Tarantino میبینید. ضدمرگ داستان قصابی شدن آدمهاست. چند تا دختر معرکه آمریکایی که برای خوش گذرانی به بیرون رفتهاند سر راه گیر یک بیمار روانی اسلشرباز میافتند... .
ضد مرگ سرشار از خون، درد، رنج است. به جز opening فیلم و یک صحنه در وسط که آرتیسته اول فیلم Rose McGowan در یک کلاب stripper و سپس یک صحنه معاشقه ظاهر میشود بقیه فیلم اختصاصن صحنههای چندشآوری که امضای خدایگان اسلشر تاریخ سینما را در پای خود دارد. کوئنتین مقدس سالها پیش فرمود: "از نمایش مهو و تهوعآور شکنجه کردن لذت میبرم. چون روح انسان را پاکیزه میگرداند."
حالا خود را در یک شب تاریک و نیمهابری به تصویر بکشد. صحنههای ترور، هارور و وحشتی که فیلم در هیچجا ابایی از بهتصویر کشیدنشان ندارد تقریبن تماشای فیلم را برای پسرها جیگول و دخترهای لایلونی که مخاطب فیلمهای امریکن پای هستند غیرممکن میسازد.
البته شما قبل از پاکیزه شدن روح و متلاشی شدن مختان، is about impact -- boom، میتوانید از دیدن دختران زیبای کالیفرنیایی که از رویاهای Quentin بیرون میآیند و مخصوصن پاهای خوشگل بازیگر نقش Jungle Julia، دختر بازیگر سیاهپوستی که اولین افریقایی-آمریکایی بود که اسکار گرفت، خانم Sydney Tamiia Poitier لذت ببرید! در ضد مرگ شما هیچ وقت نمیتوانید از جادوی "Dave Dee, Dozy, Beaky Mick and Titch" رها شوید.
انتقام بزرگترین و مهمترین کلیدواژه برای ورود به دنیای کوئنیتن تارانتینو است. اگر معنای انتقام را نمیدانید و درکی از آن ندارید پس بهتر است بیخیال دیدن فیلمهای تارانتینو شوید. الهه انتقام چه زیبا انتقام را برایمان تعریف میکند: اين كه میگويند بزرگی در بخشایش است، حرف مزخرف و صد تا يه غازی است. به نظرم آنها كه نمیتوانند متنفر باشند، عشق را هم نمیشناسند، اينها دو رو از یک احساسند.
هر دو از قبيله حسهای شدید. هر دو انسانی و ارزشی. انتقام هم صورتی از نفرت است. آنها كه از انتقام میگريزند، عرضهاش را ندارند، كمی هوش و ذكاوت میخواهد و كمی از فلسفهای كه بعدا میگویم.
اگر كسی ضربه زده و زخمی كرده و در رفته، اگر كوچک و حقير است كه ارزش ندارد، اما اگر پايه زخم خوردن است، از ترس است اگر نزنيد. فقط كمی صبر میخواهد. مهم نیست امسال باشد يا سال دیگر، چنان بزنید كه از جایش بلند نشود، فقط این فلسفه را بلد باشيد: انتقام غذایی است كه بايد سرد سرو شود، یعنی باید صبر كنید تا وقتش برسد.
آن وقت آخر بازی را شما بگوييد. بهترین نوع انتقامها، انتقامهایی هستند كه طرف از ياد برده باشد، از وقتش گذشته باشد و غذا سرد شده باشد. چنان آسيب برسانید كه نفهمد از كجا خورده است. من عاشق آن خنده در تاریکی هستم. يادتان نرود انتقام شور انگیزترین، جذابترین و هیجانانگيزترين تم آثار بزرگ ادبيات و سينمای جهان است... .
برادر تارانیتنو درباره مبارزه میفرماید: کسی که لقب جنگاور دریافت میکند، زمانی که به جنگ میپردازد فقط به مغلوب کردن دشمن فکر میکند. سرکوب کردن و رحم و مروت انسانی. کشتن هر کسی که در سر راه است. حتی اگر بودا یا خدا باشد. این حقیقت در قلب هنر جنگاوری نهفته است.





