تبليغاتX
گردباد - به معبد تارانتینو اعظم خوش آمدید

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

کوئنتین تارانتینو خدایگان تاریخ سینماکوئنیتن مقدس با نمایش تهوع‌آور قساوت و خشونت می‌خواهد غم‌ها و دردهای کثیف آدمی را جلا دهد. و آنها را زیبا و متعالی گرداند. او می‌خواهد آدم را به انسان تبدیل نماید. کوئنیتن با فیلم‌هایش آدمی را شکنجه می‌کند تا پاک و منزه به سوی انسان شدن گام بردارد. دقیقن مثل مسیح فرزند مریم. فاصله‌ای که تا بالای تپه طی کرد. شتاب کن ناصری، شتاب کن. او را شکنجه کردند. تا بدون تعلقات دنیوی برای دیدن معبود آماده شود.

سلولویدهای برادر تارانتینو لایه‌های درونی بسیار فلسفی و پیچیده‌ای دارد. شکل ظاهری فیلم‌های تارانتینو خیلی‌ها را گول می‌زند. دنیای تارانتینو خیلی پیچیده‌تر از این حرفهاست. باید از لایه اول رد شد. باید به عمق رسید. باید به انبار زد. کوئنتین از گریند‌هاوس به عنوان مک‌گافین استفاده می‌کند.

معنای گریندهاوس و مک‌گافین را نمی‌دانید؟ مشکل خودتان است. برای ورود به معبد تارانتینوی اعظم باید سالها شاگردی استاد را کرده باشید. شما به عنوان بیننده باید از پوسته ابتدایی فیلمهای وی که خیلی کودکانه و ابتدایی به نظر می‌رسد عبور کنید. در اعماق با دنیای بسیار پیچیده روبرو خواهید شد.

تارانتینو یک پسربچه شیطون است. مثل یک کپسول سرشار از انرژی که با هر فیلمش دارد خودش را به در و دیوار می‌کوبد. این کپسول انرژی یک روز منفجر خواهد شد و ما شاهد شاهکار تاریخی کوئنتین مقدس خواهیم بود. 

او با سگدانی (سگهای انباری) بسيار خوش درخشيد. فيلمی مهیج با بازیهایی بسیار قوی و داستانی سرشار از دیالوگ‌های معرکه و صحنه‌های بدیع. از همان اولین فیلم می‌شد فهمید این برادر برای سینمای جهان چه در سر دارد.

داستانهای عامه‌پسند (پالپ فیکشن) داستانی با روایتی غير معمول که یاد کلینگ (Kiling) استنلی کوبریک را زنده کرد و مجموعه‌ای از ستاره‌های فراموش‌شده بازیگری که بعد از این فیلم دوباره به قله افتخار و شهرت ‌رسیدند و داستانی که تا این زمان مشابهی نداشته به نوعی شروع سينمای موج نوی هاليوود بود. تارانتينو را مبدل به يک چهره فراموش ناشدنی ساخت. نخل طلای کن کمترین قدرانی از کسی بود که ما را به خلوت خود راه داده بود.

جکی براون سومین فیلم تارانیتو با بازی بی‌نظیر رابرت دنیرو به خاطره‌ها پیوست. جکی بروان دارای خلاقيتهایی است که پس از آن فيلمهای بسياری از آن تقليد کردند و خوش درخشيدند.

کيل بيل ۱ و ۲ ادامه دهنده راه تارانیتنو که از سگهای انباری شروع شد است. سکانس‌هایی بسيار جذاب برای علاقمندان به سينمای اسلشر، گریندهاوس با تصويربرداری خاص و موسیقی بسيار زيبا گروه وو-تِنگ یا همان RZA.

سالها پیش که تارانتینو رییس هیات دوارن کن بود به بچه‌ها گفتم: باید منتظر باشیم استاد نخل طلا را به یک کارتون بدهد. می‌دانید آن سال در کن چه اتفاقی افتاد؟ برادر تارانتینو همه دنیا را شگفت زده کرد و شب آخر در آن شهر جنوبی فرانسه نخل طلای کن به مايکل مور برای ساخت فیلم مستند ۱۱/۹ تعلق گرفت.

بله درست متوجه شدید یک فیلم مستند جایزه بهترین فیلم آن سال کن را گرفت. همین دیوانه‌ها بازی‌هاست که تارانتینو را برای ما تارانتینو کرده است. عاقل‌ها لطفن با معیار عقلتان دیوانه‌گی را نسنجید. چون هیچ چیزی از آن سر در نمی‌آورید.

| لينک ثابت |  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 13:10    |