تبليغاتX
گردباد - مرگ آن پسر ۱6 ساله ظلم نیست؟ / فمینیسم جاده ‌صاف‌کن امپریالیسم

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

هوادار 16 ساله تیم فوتبال پرسپولیسعصر پاییزی یک‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۶، بیست دقیقه بیشتر از به صدا در آمدن سوت پایان بازی پرسپولیس و استقلال توسط گونزالس داور اسپانیایی نگذشته بود که خبری توسط خبرگزاری‌های ایرانی به جهان مخابره شد. "بعدازظهر روز يكشنبه نوجوان ۱۶ ساله‌ای به دليل ازدحام جمعيت پس از پايان مسابقه فوتبال پرسپولیس ــ استقلال از پل عابر پياده خارج از محوطه استاديوم به پايين پرت شد و جان خود را از دست داد.‌‌"

چه فرقی می‌کند این نوجوان از هوداران کدام تیم باشد، آبی یا قرمز؟ مهم این است که انسان بود. به لحظه‌ای فکر کنید که مادر این بچه در خانه منتظر است که فرزندش از راه برسد. می‌دانید چشم انتظاری چیست؟ این پسر ۱۶ ساله مگر چه چیزی زیادی از دنیا خواسته بود؟ او در روزی کشته شد که معاونت ترافیک شهرداری تهران با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که حتی یک دستگاه اتوبوس هم پس از پایان بازی دربی آسیب ندیده است.

چرا مدافعان حقوق بشر ایرانی و اولترا فمینیست‌های میلیونر که برای یک باتوم خوردن فریادشان به آسمان می‌رود در این ماجرا سکوت کردند؟ چون این خبر جای مانور پروپاگاندای ضدایرانی ندارد. اگر این پسر توسط شوکر مامورهای ضدشورش دچار ایست مغزی شده بود حتمن در روزآنلاین و رادیو زمانه برایش مطالب می‌نوشتند و حق‌الزحمه‌ای به یورو، پوند و دلار باببتش دریافت می‌کردند. بازمی‌نوشتند و باز پول می‌گرفتند.

آقای مهدی جامی آن نوجوان ۱۶ ساله که کشته شد ایران است یا جمهوری‌ اسلامی؟ سردبیر رادیو زمانه می‌گوید زمانه رسانه مردمی است که دیده نمی‌شوند. آقای جامی پس چرا رادیو تحت نظر شما درباره آن پسری که بعد از دربی تهران کشته شد حتی یک مطلب هم کار نکرد؟

پروپاگاندا به‌ معنی‌ دروغ، تحریف، فریب، جنگ‌ روانی‌ و شستشوی‌ مغزی‌ به‌ کار می‌رود و هویت‌ یک‌ پیام‌ به‌ عنوان‌ پروپاگاندا، از معنای‌ منفی‌ و نادرست‌ آن‌ شناسایی‌ می‌شود. گارث. اس. جاوت‌ و ویکتوریا ادراس‌ با چنین‌ دیدگاهی، تبلیغ‌ را به‌ پنج‌ نوع‌ تقسیم‌ می‌کنند. تقسیم‌بندی‌ آنان‌ به‌ این‌ شرح‌ است:

۱) تبلیغ‌ آشوب‌ آفرین‌ یا هیجانی: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود مخاطب‌ به‌ سوی‌ اهداف‌ معین‌ هدایت‌ شود. ۲) تبلیغ‌ وحدت‌ بخش: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ تلاش‌ منبع‌ در راستای‌ منفعل‌ کردن‌ مخاطب‌ است. ۳) تبلیغ‌ سفید: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ علی‌ رغم‌ اینکه‌ منبع‌ مشخص‌ است‌ و اطلاعات‌ پیام‌ ارسالی‌ از طرف‌ او صحت‌ دارد، تلاش‌ منبع‌ ایجاد اعتبار در نزد مخاطب‌ است. ۴) تبلیغ‌ خاکستری: در این‌ تبلیغ‌ ممکن‌ است‌ منبع‌ مشخص‌ و یا نامشخص‌ باشد و احتمال‌ دارد اطلاعات‌ پیام‌ نیز درست‌ و یا نادرست‌ باشد. ۵) تبلیغ‌ سیاه: در این‌ نوع‌ تبلیغ، اطلاعات‌ پیام‌ نادرست‌ و ساختگی‌ بوده‌ و هدف‌ منبع‌ نیرنگ‌آمیز است.

حقوق‌بشری‌ها و مینی‌فمینیست‌های سوپروُمن (Mini Feminist = Super Women) علاقه‌ی عجیبی دارند که فقط خبرهایی که پتانسیل فعالیت سیاسی داشته باشد را کار کنند. به همین دلیل از قالب تبلیغ آشوب‌آفرین، هیجانی ۱) و تبلیغ سیاه ۵) برای بیان دید‌گاها و اخبارشان استفاده می‌کنند.

آن خانمی که از خبر خودکشی یک دختر در بازداشتگاه منکرات چنان منقلب می‌شود که شال و کلاه می‌کند و از خانه می‌زنند بیرون و می‌رود روی پل لندن و بعد پست ۱۰۰۰ کلمه‌ای می نویسد چرا در برابر خبر کشته شدن یک پسر 16 ساله در روز 22 مهر 1386 آشتفته نشد؟ چرا یک پست یک خطی برای همدری با خانواده آن نوجوان ننوشت؟ چون خبر اول سیاسی است و خبر دوم نه؟ آن پسر 16 ساله حقوق بشر نیست؟ 

هر خبری که جای سیاه‌نمایی و فعالیت سیاسی داشته باشد حتمن توسط این افراد مورد بهره‌برداری قرار خواهد گرفت. "برای اینها مردن انسان‌ها مهم نیست، چگونه مردن مهم است." اگر آن نوجوان ۱۶ ساله در زندان اوین یا بازداشتگاه منکرات کشته یا خودکشی داده شده بود تا این لحظه کمسیرایای سازمان ملل، دیده‌بان حقوق بشر، دختر دیک چنی، زن بیل کلینتون و... از ماجرا خبر داشتند تا الان ده‌ها مقاله و خبر در رادیو زمانه، زنستان، روزآنلاین و سایت‌ها وابسته برایش کار شده بود.

پروپاگاندا را می‌توانیم از لحاظ شیوه‌های اجرایی و القایی به دو گروه مستقیم و غیرمستقیم و از لحاظ موضوع به دو بخش تجاری و سیاسی تقسیم کنیم. ما در عصری زندگی می کنیم که رسانه‌ها و مجامع بین‌المللی، رشد بسیار زیادی کرده‌اند و دیگر مانند سالهای پیش، تنها یک خبرگزاری بزرگ و یا یک سرویس خاص به نقل اطلاعات نمی‌پردازد.

آن آقایی که بعد از شنیدن خبر خودکشی یک دختر در بازداشتگاه منکرات چنان پریشان می‌شود که می‌نویسید وحشتاک است و خواب از چشم‌ها می‌ربايد. ظلم است و هیچ انکاری در آن نیست. پس چرا در برابر خبر کشته شدن یک پسر 16 ساله بعد از دربی تهران منقلب نشد؟ مرگ آن پسر ظلم نیست؟

باتوم خوردن در تجمع زنان میلیونر در میدان هفت تیر و چهاراه ولیعصر خود حقوق بشر است! ولی کشته شدن یک نوجوان ۱۶ ساله حقوق بشر نیست؟ حتمن باید در زندان اوین و بازداشتگاه منکرات بمیرد تا حقوق بشر باشد؟ دریغ از یک پست و مطلب ۱۰ کلمه‌ای که در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌هایشان بنویسند.

انفجار اطلاعات و همه گیر شدن اینترنت، مجال سرعت در پردازش و انتقال اطلاعات را نیز فراهم کرده و از طرفی فضای بی‌انتهای اینترنت، امکان انتقال صحیح‌تر و تفسیر شده‌تر اطلاعات به مخاطبین را فراهم آورده است . این انحصاری نبودن، امکان جنگ رسانه‌ای را از طرق مختلف برای انسان‌های خودکامه و دیکتاتوری محدود کرده است و دیگر به آنها اجازه‌ی این را نمی‌دهد که بنا به دلبخواه خود به تفسیر اطلاعات دست بزنند و یا اطلاعات تحریف شده را برای مردم بازگو کنند.

غروب سرد ۲۸ / 7 / 1386 هفت روز بعد از دربی تهران، پیروزی پرگل پرسپولیس در مقابل استقلال‌اهواز توسط تمامی مدیران، مربیان، بازیکنان و هواداران باشگاه پرسپولیس به روح نوجوان 16ساله‌ای که هفته گذشته پس از دربی تیم‌های پرسپولیس و استقلال کشته شده بود تقدیم گردید. این نوجوان شانزده ساله که در هنگام مرگ، پیراهن سرخ باشگاه پرسپولیس بر تنش بود، در اثر سقوط از پل کنار ورزشگاه آزادی جان خود را از دست داد. روحش شاد.

 

لینک:

:: برای نخستین بار در تاریخ برگزاری داربی‌های پایتخت حتی یک اتوبوس هم آسیب ندید، اطلاعیه معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران.

:: هیچ خسارتی به اتوبوس‌ها وارد نشد، مدیرعامل اتوبوس‌رانی تهران پس از دربی.

:: دربی 63 كمترين زشتی را داشت، فرمانده ناتب در پايان مسابقه استقلال و پرسپولیس.

| لينک ثابت |  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 12:14    |