X
تبلیغات
گردباد - صدای پای انقلاب جهان را می‌لرزاند

گردباد

شوک الکتریکی حمیدرضا علاقه‌بند به مغزهای شما

شبحی در حال تسخیر جهان است: شبح پست مدرن. تمام قدرتهای کلنیالیستی Colonial و کاپیتالیستی Capital و امپریالیستی Imperial از لندن، آمستردام و واشنگتن برای راندن این شبح در پیمانی استراکچرالیستی Structural دور هم جمع شده‌اند. صدای پای پست مدرن از پاریس، نیویورک تا تهران به گوش می‌رسد و خواب هزار ساله لیبرالیستها Liberal را آشفته می‌کند.

آنقدر که محمد قوچانی در هفته سوم مهرماه در شماره 2۱ شهروند امروز می‌نویسد: اين خطر واقعن وجود دارد... ضروری است محافظه‌كاران سرشناس... مانع از تكرار فاجعه شوند و التقاط جديد Eclecticism را در نطفه خفه كنند كه خير دنيا و آخرت ايرانيان مسلمان در آن است. ولی پست مدرن‌ها از سراسر جهان در اتحادی مقدس به جنگ با جهان استکبار جهانی رفته‌اند و تا شکست امپریالیسم از پای نخواهند نشست.

از اواخر دهه‌ی شصت میلادی دی‌کانستراکسیون در سراسر جهان طرفداران پر و پا قرصی پیدا کرد. جذابیت پست‌مدرن از پاریس و نیویورک به سراسر جهان منتقل شد. وقتی دانشجوهای پاریس تصمیم گرفتند بر علیه وضع موجود قیام کنند روحی جدید در کالبد پست‌مدرنیسم و ساختارشکنی دمیده شد.

سارتر، فوکو، پوپر و دریدا رهبران فکری و معنوی پست‌مدرن و دی‌کانستراکسیون هستند. خدایگان پست‌مدرن، ۱۹۶۸ پاریس را با چشم‌های خود دیدند. دیدند جوان‌های پاریس چگونه جهان پوچ سرمایه‌داری را به لرزه در آورند. جهان پوک و پر از اعتماد کاپیتالیسم را.

در دهه شصت میلادی در فرانسه وجهی سرخوردگی میان فلاسفه مارکسیست در مورد کارکرد مارکسیسم و کمونیسم در جهان به وجود آمد و آنها از مکتب مارکسیسم روی برتافتند و جنبشی را بوجود آوردند که به قیام فلاسفه جدید Nuw Philosophy معروف شد. این عده به پساساختارگرایی روی آوردند. در انگلیس نیز همین سرخوردگی به جنبش پسامارکسیست Post Marxist منجر شد.

این عده روشنفکر مارکسیست نیز مارکسیسم را دهه هشتاد رها کردند و به جنبش پساساختارگراییPostModern گرویدند. در میان آنها می‌توان از ارنستو لاکلائو و شانتال موفه نام برد. آنها اعلام کردند که مارکسیست‌ها باید طبقه‌گرایی را رها کنند:"زیرا که سرمایه‌داری صنعتی سده‌های هجده و نوزده به سرآمده و دیگر طبقه‌گرایی راه به جایی نمی‌برد. باید شیوه تازه‌ای را برای مبارزه با سرمایه‌داری انتخاب کرد."

فوکو که خود روزگاری عضو حزب کمونیست فرانسه بود روابط قدرت را جایگزین روابط تولید در اندیشه مارکس کرد و با همین مفهوم به نقد روابط انسانی و به جنگ با فرویدیست‌ها و مارکسیست‌ها رفت. میشل فوکو از حزب کمونیست فرانسه جدا شد و با گفتن یک جمله نفرین ابدی سینه‌چاکان مارکس را برای خود خرید: "مارکسیست‌ها که مدعی‌اند با تصاحب قدرت و دولت همه مشکلات جامعه حل خواهد شد هیچگاه را به جایی نمی‌برند."

ایرانی‌ها هم پست‌مدرن‌ترین ملت تاریخ هستند. این ابیات خواجه شیراز، حافظ، را تا به حال چندصد بار با خود خوانده‌اید؟ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم، من ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم.

سقف را بشکافیم و بنیادش براندازیم مصداق دی‌کانستراکسیون هست مگر نه؟ دی‌کانستراکسیون  قلب پست‌مدرن است "چیزی به نام حقیقت وجود ندارد، هرچه هست مجاز، استعاره و اسطوره است."

| لينک ثابت |  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 2:10    |