بچه نابغهی هالیوود به همراه رفیق گاوچرانش یک شاهکــار جدیـــد و ساختارشکــنانه خلق کردهاند تحت یک نام واحد به نام «Grindhouse» که به گفتهی خود برادر تارانتینو برای طبیعیتر شدنش گرد و خاک و کثافت به فضا اضافه کردهاند. اپیزود کوئنتین اسمش هست Death Proof و برای رابرت رودریگوئز Planet Terror.
نکات خیلی بامزهای در این دو فیلم وجود دارد. برای شروع خوب است بدانید تارانتینو از 70 فیلم قدیمی برای ساخت ضدمرگ الهام گرفته است و از قصد خراشهایی عمدی روی سلولوید فیلم ایجاد کرده که حال و هوای فیلمهای بنجل دهه هفتاد را زنده کند.
رودریگوئز هم گفته هنگام فیلمبرداری سیاره وحشت همیشه موسیقی کارپنتر سرلوکیشن پخش میشده است.
دیالوگهای بیپروایی که بین دخترها در ضدمرگ رد و بدل میشود از اینکه خیلی دوست دارند بدانند دوست پسر دوستشان دیشب توی رختخواب چگونه بوده نشان از ورود تارانتینو به پنهانترین حریم دخترها دارد. کارآگاهان Death Proof شما را یاد کلیسایی که در Kill Bill بود نمیاندازد؟
حالا براحتی میتوانیم با آمدن جدیدترین فیلم رودریگوئز به نام سیاره وحشت تکمیل کننده ضدمرگ به تهران درباره گریندهاوس صحبت کنیم. برای دیدن بعضی فیلمها باید بعضی فیلمها را حتمن دیده باشید. اینجوری نیست که یکهو دلتان بخواهد از جلوی آینهای که تا همین الان داشتید مقابلش با کامران و هومن میرقصیدید پاشوید و بیاید فیلمی از تارانتینو و رودریگوئز تماشا کنید.
برای تماشای Death Proof و Planet Terror باید بدانید مکگافین، گریند هاوس و لاشه نفیس چیست؟ باید با فضاهای تاریک و غمزده دوران گوتیگ آشنا باشید. باید داستانهای بزرگ و تاثیرگذاری همچون آثار جاودانه برام استوکر و مری شلی را خوانده باشید. باید بدانید چه فرقی بین اسناف و اسلشر هست؟ سورئالیسم چه فرقی با رئالیسم دارد؟ امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم یعنی چی؟ حالا من اگر دلم بخواهد از روی شیطنت بین این دو امپریالیسم را هم اضافه کنم آنها که معنای مکگافین را نمیدانند گه گیجه میگیرند.
به نظر شما رئال مادرید چه ربطی میتواند با سورئالیسم داشته باشد؟ بعضی وقتها باید چیزهای بیربط بهم ربط داد. اصل مکگافین همین است. چیزی مبهم و به ظاهر پر رمز و راز و در باطن تو خالی که در غایت داستان فاقد اهمیت است. ولی داستان را شروع میکند و شخصیتهای داستان حول آن شکل میگیرند. سبب میشود تماشاگر با داستان ارتباط برقرار کند. کارش ایجاد تعلیق و انتظار در مخاطب است.
زود هم یا از اهمیت میافتد یا بکلی از داستان بیرون میرود. در پایان فیلم، تماشاگر عادی «عام» هنوز خیال میکند داستان مکگافین را تعقیب میکند. حال آنکه شخصیتهای داستان مدتهاست دارند کار دیگری میکنند که اصلن و ابدن هیچ ربطی به مکگافین ندارد. به قول کارل پوپر: هیچ چیز آسانتر از دشوار نوشتن نیست. این را هم بدانید که مکگافین یکی از تکنیکهای سینمایی و فنون استاد آلفرد هیچکاک است که برای ایجاد دلهره در تماشاگر بنیاد نهاد.

نشاندن کلمه امپریالیسم وسط امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم چیزی است که در گردباد زیاد استفاده میشود. اینها هیچ ربطی بهم ندارند ولی فراموش نکنید هنر سینما یکیش سر کار گذاشتن مردم است.
آدمکشان داستان برادر تارانتینو در فیلم پالپ فیکشن را به خاطر میآورید؟ آنها به دنبال کیفی هستند که هیچ کس نمیداند تویش چیست؟ بعد از کلی تیراندازی و کشت و کشتار، آدمکشان کیف را صاحب میشوند. یکی از آدمکشان (جان تراولتا در نقش وینست وگا) کیف را باز میکند. نوری از درون کیف ـ کیفی که بعد از این همه سال از ۱۹۹۴ تا الان نفهمیدیم درونش چه بود ـ بر چهره جان تراولتا میتابد و او لبخندی حاکی از کامیابی بر لب میآورد.
این کیف و محتویات درونش همان مکگافین استاد هیچکاک است که کوئنتین مقدس در فیلم داستان عامه پسند از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرده است.حالا برای دیدن جدیدترین فیلم تارانتینو و رودریگوئز باید یکی از آن چیزها که بدانید گریند هاوس است.
گریندهاوس چیست؟ در فرهنگ پالپ امریکایی، گریندهاوس به سالنهایی اطلاق میشد که فیلمهای بنجل نمایش میدادند. فیلمهای درجه دو و کمهزینهای که به نمایش افراطی خشونت یا مسایل جنسی میپرداختند. در دپارتد ساخته مارتین اسکورسیزی جایی که کاستلو با مت قرار میگذارد را یادتان هست؟ گریندهاوسها در اوایل دهه نود و با ظهور ویدئوهای خانگی محو شدند. طی سالهای زیادی بازار معمول این نوع سینما با آثار ارزان ژاپنی و چینی (فیلمهای کونگفویی یا سامورایی) گرم بود.
ژانرفیلمهای بنجل (B movie) در عین حال که با اهداف صرفن تجاری پا گرفت ومحصولاتش خود را ملزم به رعایت قواعد معمول هنری نمیدانستند اما به تدریج و با ظهور پستمدرنیستها، زیباییشناسی خاص خودش را پدید آورد و معانی منفی نامش از بین رفت. چنانکه برخی کارگردانان بزرگ سینما برای خلق فضاهای نامتعارف یا مضامین تابوشکن ساختار فیلم بنجل را برای آثارشان بر میگزیدند.
فیلم «بیل را بکش» تارانتینو در زمره نسل جدید ژانر فیلم بنجل طبقه بندی میشود. از مهمترین زیر شاخههای نوع گریندهاوس میتوان به اینها اشاره کرد : گریندهاوسهای کلاسیک، سیاه، اروتیک، شوکآور، خونآشامی، زامبی و آدمخواری.
جلد دوم گریندهاوس که رودریگوئز آن را ساخته و تکمیل کننده ضدمرگ تارانتینو هست جزو شاخه زامبی طبقهبندی میشود و ضدمرگ جزو گریندهاوس کلاسیک. درسیاره وحشت بعد از اینکه یک تفنگ بیولوژیکی به صورت آزمایشی تولید میشود، موجودات زیادی را به مردگان متحرک (Zombie) تبدیل میکند. نقشهای کشیده میشود تا یک سری از ناجیان جلوی این آلودگی را بگیرند و... .
مرتبط:
:: مکگافین چیست؟ [+]
:: این گروه خفن [+]
:: نشئه جادو [+]
:: بترس تا رستگار شوی [+]
:: مرگ در دفاع از مظلوم مقدسترین مرگها است [+]
:: زنهای زیبا هیچ وقت باکره نمیمانند [+]
:: هر چی که هست مرد است [+]
:: مردی به آلت تناسلی نیست [+]
:: خواب در فنجان خالی [+]
:: انتقام غذایی است كه بايد سرد سرو شود [+]
:: به معبد تارانتینو اعظم خوش آمدید [+]
:: پیچيدهترين سوالهای فلسفی را گرانترين فاحشهها میتوانند جواب بدهند [+]





