تبليغاتX
گردباد - 9 مارس 2006 تا 9 مارس 2007

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

[پرستو دوکوهکی ۹ مارس ۲۰۰۶] حواسمان باشد، هی می‌خواستم درباره چيزی بنويسم اما ترديد داشتم. کامنت بی‌نامی که گذاشته شد، ترديدم را برطرف کرد برای نوشتن.

روز سه‌شنبه يکی از دعوت‌شدگان به ميزگرد وبلاگ‌نويسان به من تلفن می‌کند که: «برنامه‌ی ميزگرد از راديو پيام پخش شده. برگزارکنندگان چه کسانی هستند؟ مشکوک است!» بماند که فک من تا روی زمين کش آمد، می‌گويم: «خيلی اين کار راديو عجيب بوده و برگزارکنندگان کسی غير از خودمان نيست.»

خوب يادم است سه سال پيش را که همه‌ی دوستان و هم‌فکران علی‌رضا علوی‌تبار گرفتار شده بودند؛ هرکدام به نوعی. اما او آزادانه حرف می‌زد، گفت‌وگو می‌کرد، درس می‌داد و مشکلی برايش پيش نمی‌آمد. و سؤال‌های بی‌شماری که همراه با تهمت به طرفش شليک می‌شد: «دستت با آن‌ها توی يک کاسه است که نگرفته‌اندت؟»

و علوی‌تبار که می‌گفت: «می‌خواهند من را بسوزانند.» با دامن زدن به شک وابستگی، تا حالا خيلی از همبستگی‌ها گسسته شده. کاش حواسمان به اين نکته‌ها باشد. کامنت‌گذار عزيز و مهربان نمی‌دانی چقدر دلم گرفته از اين بابت. خوشحالم که اين را برايم نوشتی تا من هم اين پست را بنويسم.

 

[حسین درخشان ۹ مارس ۲۰۰۷] چرا شادی صدر؟ تنها یک توجیه می‌توانم برای شرکت آدم‌هایی مثل شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌پور در اجتماع جلوی دادگاه انقلاب پیدا کنم:

از چندوقت پیش معلوم نیست چه کسی توی سر این خانم‌های عزیز انداخته که کسانی می‌خواهند بین این دو گروه سکولار و اصلاح‌طلب فعال زن اختلاف بیندازند و از این راه تیشه به ریشه‌‌ی اصل جنبش زنان ایران بزنند.از آن موقع به این طرف، فشار زیادی بخصوص روی زنان اصلاح‌طلب آمده است که خودشان را با سکولارها متحد نشان بدهند و نه تنها هرجور اختلافی را رد کنند، بلکه اصلا وجود این انشعاب را هم منکر شوند.

البته بیچاره‌ها بخاطر اینکه با مشارکتی‌ها رابطه‌ی نزدیکی دارند زیر این اتهام هم هستند که نفوذی جمهوری اسلامی‌اند و در واقع برای این درست شده‌اند که رژیم خودش را از شر جنبش مزاحم زنان خلاص کند. این هم دلیلی مضاعف برای اینکه مجبور باشند برای رد این اتهام حتی بیشتر از سکولارها ریسک کنند و مرزبندی‌شان را با هسته‌ی محافظه‌کار قدرت نشان بدهند.

برای همین است که به نظرم آدمی مثل شادی صدر یا محبوبه عباس‌قلی‌زاده که مشغول زمینه‌سازی برای نوشتن منشور زنان ایرانی اند، می‌روند جلوی دادگاه انقلاب جمع می‌شوند تا به دادگاهی شدن دوستان‌شان که بیشتر هم از جنبش سکولار هستند اعتراض کنند. برای اینکه نشان دهند که با رقبایشان از جنبش سکولار هیچ مشکلی ندارند و همه در یک تیم هستند. و همین ابراز همبستگی باعث دردسرشان شده است.

وگرنه شادی صدر کجا و اعتراض‌های خیابانی هخایی کجا.

| لينک ثابت |  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 19:48   

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا