قبل از هر چیز این خبر را داشته باشید که خیلی خوشحالم کرد: چاپ اول اژدهاکشان تمام شد. خبر کوتاه است ولی خیلی مهم و بزرگ. عليرضا رئيس دانا، ناشر اژدهاکشان گفت: مجموعه داستانها اصلن خوش اقبال نیستند اما از این کتاب خیلی خوب استقبال شد. دويست و دومين نشست هفته کانون ادبيات ايران، روز دوشنبه 21 آبان ماه به نقد اژدهکشان نوشته یوسف علیخانی اختصاص داشت.

در اين نشست فريدون حيدری ملکميان، فتح الله بینياز و محمدرضاگودرزی کتاب را نقد کردند. در ابتدای اين نشست يوسف علیخانی يكی از داستانهای كوتاه از مجموعه داستان خود را به نام اژدهاكشان برای حضار خواند. سپس فريدون حيدری ملکمیان در نقد اين مجموعه داستانها گفت: اين داستانها سرشار از عبارات و تصاوير زيبایی است كه برای اولين بار به كار رفته، تصاويری ناب كه آميخته با حسی نوستالژیک، تماشای تابلوهای امپرسيونيستها را به ذهن متبادر میسازد.

یوسف علیخانی و محمدرضا گودرزی در کانون ادبیات ایران
البته فتحالله بینیاز نظری دیگری داشت: گاهی وقتها میشنويم كه دوره نوشتن اين نوع داستانها به سر آمده است. اول اين كه به گمان من دوره نوشتن داستانهای آپارتمانی و كافهای كه همهاش نسكافه میخورن، در ايران به سر آمده است. بسه ديگه! اگر چيز تازهای گفته بشه، اشكال نداره. يا رمان سياسی را میگويند دورهاش به سر آمده اما میتوان تنهایی پرهياهو نوشت يا شكار انسان را نوشت.

محسن فرجی در حال گوش دادن به سخنان متنقدان
ایشان اضافه کردند: اساسن پست مدرنیستها به دليل مركززدايي و حاشيهگرايي و مقابله با ابر كلان روايتها، 80 درصد داستانهایشان سياسی میشود. پس میشود نوشت. آقای عليخانی داستانهایش را از ادبيات شفاهی میگيرد. ادبيات امريكای لاتين هم از ادبيات شفاهی گرفته شده است منتها ادبيات شفاهیای كه افق مشترک با خواننده جهانی پيدا میكند.

جلسه نقد اژدهاکشان یوسف علیخانی در کانون ادبیات ایران
در ادامه محمدرضا گودرزی، نويسنده و منتد ادبی، درباره مجموعه داستان اژدهاكشان گفت: داستانهای مجموعه اژدهاكُشان از نظر نوعی، داستانهایی هستند كه به آنها داستانهاي اقليمی میگويند. به اين دليل به آن ها اقليمی میگويند چون مكان خاص دارد يعنی مكانی كه در داستانها ساخته میشود و به یک منطقه مربوط است و اين البته به اين معنا نيست كه جای ديگری نباشد اما مخصوص جایی خاص است. باورها و گويش هم خاص است و اين ها با هم یک فضای فرهنگی خاص را میسازند.

علی دهباشی در جلسه حضور داشت
از نظر ژانری، داستانها در وهله نخست شگفت هستند و البته داستانهای غيرشگفت هم در ميانشان هست. معيار شگفت بودن هم معيارهای ساختاری است به اين معنی كه رخدادهای پيشآمده در داستان با تجربه زيستنی شما همخوان نباشد. وقتی میگوييم شخصيت سوسک شد، در واقع داستان شگفت آفريدهايم. يعنی چيزی كه اتفاق افتاده، نامعمول، نامانوس و تجربهناپذير است. تفاوت شگفت با غريب هم اين است كه در غريب، استدلال میشود. مثلن فرانكشتاين غريب است. تكه تكه جلو میرود و به شكل علمی ماجرا را توجيه میكند كه چطور مرده زنده میشود.

یک نفر موسوم به حمیدرضا علاقهبند
داستانهای رئالیسم جادویی زير مجموعه داستانهای شگفت قرار میگيرند. شما در داستانهای شگفت میپذيريد كه شخصيتتان پرواز میكند. به عنوان مثال در داستان "سيامرگ و مير" در مجموعه داستان "اژدهاكشان" باور میكنيد كه مرده، حرف بزند. نمیگوييد چرا و چگونه؟ اكثر داستانهای اين مجموعه، شگفت هستند. داستان "كل گاو" تنها داستان غير شگفت مجموعه است.
لینک:
:: گزارش تصويری جلسه [+]

