تبليغاتX
گردباد - سید جان، مشکل دهه شستی‌ها، معرفتِ نداشته است

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

در ماجرای فیلمی که به اسم زهره معروف شد می‌دانید سن پسرهای درگیر ماجرا، از ضبط تا پخش آن فیلم، چقدر بوده؟ مغزتان سوت نکشد: همه‌گی متولد دهه شصت بودند. دهه شستی‌ها خیلی چیزها ندارند. یکی‌اش هم مرام و معرفت است.

دهه شصتی‌ها، کلیک کنید
 دهه شستی

ببینید دهه شستی‌ها چکار با خوابگرد کرده‌اند که سید، شصتی‌ها را شستی‌ها می‌نویسد و درباره‌شان می‌گوید: دهه‌ی شستی‌ها دهان دهه‌ی پنجاهی‌ها را نه یک بار که چند بار، با دقتِ کامل و در کم‌ترین زمان ممکن سرویس می‌کنند. اگر یکی از آن‌ها تا کنون چنین نکرده، منتظر بمانید، حتمن آن یکی هم خواهد کرد! سید جان قلمت پر می باد. باز هم بنویس که هنوز قلب بچه‌های دهه پنجاه از نوشته‌ی اول‌ات به خوشی در ضربان است.

همین الان موبایل یک دهه شستی را بگیرید نگاه کنید. در حافظه موبایل یک دهه شستی تا خرخره پر از فیلم‌های پرونوی فارسی است. بروید بپرسید کسانی که در ماجرای نمایش عکس‌های مستهجن از ال‌سی‌دی کرج دستگیر شده‌اند متولد چه دهه‌ای بوده‌اند؟ مشکل دهه شستی‌ها معرفت نداشته است. 

ته ته این دنیا فقط معرفتِ که می‌ماند. بچه پنت‌هاوس خیابان آصف زعفرانیه باشی یا در یک آلونک توی پاکدشت وارمین زندگی کنی. زیاد فرقی نمی‌کند. مهم معرفت است که باید داشته باشی. و دهه شستی‌ها خیلی چیزها ندارند. یکی‌اش هم مرام و معرفت است.

مسعود کیمیایی خوب متولدین دهه شست را می‌شناسد. آن صحنه‌ای که در فیلم رییس اون بچه سوسوله رفته بود برای لعیا مواد تزریق کند را به خاطر می‌آورید؟ شما را یاد چه تیپ نسلی می‌اندازد؟ پسره شبیهه چه کسانی بود؟ مثل دهه شستی‌ها نبود؟ دیدید اون پسره وقتی تزریق واسه لعیا انجام داد رفت که رختخواب درست و راسی کند. یعنی خیلی نامرد است. توی اون حالت که اون زن حواسش دست خودش نیست... . 

مسعود کیمیایی درباره دهه شستی‌ها می‌گوید: اویی که این روزها در روزنامه‌ها با نام‌های تازه، به عنوان نوکر روزنامه، آن هم در روزنامه‌های عصا به دست می‌نویسد، یک زبان دیگر را نمی‌داند. بماند که قطعن زبان فارسی را نمی‌داند. نه سازی را تا به حال به دست گرفته، فیدل کاسترو را نمی‌شناسد.

به عکس چه گوارا روی سینه و تی‌شرت خودش می‌گوید داریوش. سینما رکس را نمی‌داند کجاست. سینماهای سوخته را نمی‌شناسد. مهمتر عشق را نمی‌شناسد، لبخند و حیا را نمی‌داند، پر از شرم روستایی‌ست. نه گلی و نه زنی را بوییده. رانندگی بلد نیست. کیف گنده را روی دوشش مهیا کرده، مو را پشت سرش بسته و سیگار، آن هم بیرون از خانه و در اتاقش، کشیدن و فکر کردن تا... رویاهای دختران. شعر نمی‌خواند، نام شاملو را شنیده است و فروغ، همین. از موسیقی یک مینیمم بیشتر نمی‌رود. یک آبجو که خورد، دلی، عاشق فیلم فارسی‌ست. ودکا که شد به پورنو می‌رسد.

شب‌ها با دوستان و دختری که قرار عشق دارد، تا ویسکونتی و شب آنتونیونی می‌رود... تا تارانتینو. سینمای ویدئو و کرایه‌ای. طنز را که اصلن نمی‌شناسد. نه طنز سن و سال خودش را و نه اصلن شوخی را. طنزش با رفقا، مسخره کردن آدم‌های قدیمی‌ست، پیرمرد کروات زده، شوفر تاکسی چاق، بلیت فروش معتاد، نوازنده کور و گدای شل.

کیمیایی هیچ ربطی به نسل فست فود، دهه شست و چلچراغ ندارد. استاد فیلمساز دوران سپری شده است. دورانی که عمرش خیلی وقته به سر آمده. برای همین است که هیچ وقت نمی‌توانند سر از دنیای استاد دربیاورند. دهه شستی‌ها باید فیلم پاپ‌کورنی ببینند. آنها را چه به کیمیایی. تماشاگران فیلم آتش‌بس تهمیه میلانی را چه به کیمیایی؟

آن سكانس‌ تماشایی «گوزن‌ها» را يادتان می‌آيد؟ همان جایی كه سيد تير خورده ولی باز به كمک دوستش می‌رود.  قدرت به سید می‌گوید چرا اومدی؟ و سید می‌گوید: بابا انگار حالیت نیست، اینجا خونمه.

متولدین دهه شصت‌ خیلی چیزها نمی‌دانند. دهه شستی‌ها چون در دهه شصت به دنیا آمده‌اند نمی‌توانند معنای دهه شصت را درک کنند. نمی‌توانند بفهمند از عاشورا تا والفجر، از حسین تا خمینی یعنی چی؟ چون توی قنداق بودند نمی‌توانند درک کنند دهه شصت دهه عاشورایی انقلاب بود یعنی چی؟ بهتر است دهه شصتی‌ها پاسخ بدهند توی دفاع مقدس چند سالشان بوده؟ در زمان بمباران‌ هوایی بوده‌اند یا موشک باران؟ اصلن می‌دانند اینها چه فرقی با هم دارند؟

بچه‌های متولد دهه پنجاه خورشیدی در ایران و بچه‌هایی که در دنیا به خصوص امریکا در دهه هفتاد میلادی به دنیا آمده‌اند به نسل ایکس در جهان معروف هستند، به آنها نسل آتاری هم می‌گویند. نسلی که در پایان یک تاریخ و در آغاز تاریخی دیگر قرار داشت. یک نسل از درون متلاشی شده با هذیان‌های تب‌آلوده.

هیچ کس خارج از این بچه‌ها نمی‌تواند آنها را درک کند. یک نسل عصیان‌گر، نسلی شورشی و انقلابی. دو دهه قبل از به دنیا آمدن نسل ایکس، ارنستو چه‌گوارا کشته شد، ولی هیچ کس از نسل ایکس یا همان نسل آتاری را پیدا نمی‌کنید که چه را نشناسد.پوشیدن لباس‌های از مد افتاده خوراک این نسل است.

خوردن غداهای آماده قبل از اینکه کلمه فســـــت‌فـــــــود وارد ادبیات شود مورد علاقه اینها بود. علاقه شدیدی به رنگ‌های‌خاکی دارند. به رنگ سبز ارتشی. گاهی موهایی بلند و گاهی موهایی از ته تراشیده. همین موها که زمانی بلند است و زمانی کوتاه خود نشان کوچکی از آشوبی‌ست که در وجود آنها می‌گذرد.

نسل آتاری در ایران بر خلاف هم نسلان خود در امریکا تجربه پوشیدن شلوار جین در دوره ممنوعیت رسمی این نوع شلوار از جانب حکومت‌ی مذهبی در جامعه‌‌ای خشک و بسته را دارد. بچه‌های متولد دهه‌ی ۱۳۶۰ به بعد در ایران چه می‌دانند که ما چه کشیدیم برای شلوار جین، برای آستین کوتاه، برای تی‌شرت، برای خیلی چیزها. بخوانید آزادی. بچه‌هایی که در دوره هاشمی و خاتمی شلوار جین را برای اولین بار پوشیدن نمی‌توانند معنای این کلمه‌ها را درک کنند. 

 

لینک:

:: دهه شستی‌ها خوابگرد

:: سید جان، بی‌خیال تربیتِ ما شو جلال سمیعی

:: شستی‌ها محصول دنيای مدرن و آشفتگی پس از انقلاب بلاگ‌تایمز

:: مسئله دهه ۶۰ سایلنت‌لند

:: مشکل شستی‌ها، آرمان نداشته است ملکیادس

:: وای از دست این دهه هفتادی‌ها روز خاکستری

:: بالیدن یا تنفر از چیزی که خودت انتخابش نکردی چه فایده ای داره؟ نازلی دختر آیدین

::  گناه ما نبود بدون نام

::  به عنوان یک دهه‌ی شستی کاملن موافقم  محسن هاديان‌پور 

:: دهه شستی‌ها را ول کنید تنهایی و آزادی

:: افتخار می‌کنم دهه پنجاهی هستم و دهه شستی نیستم رضا

:: دهه شستی‌ها دهانشان بوی شیر خشک می‌دهد سعید

:: گناه از تو نیست که فکر می‌کنی دوره‌ی رفاقت به پایان رسیده دیگر مد نیست که برای دوستان‌ات مایه بگذاری بی‌چون و چرا

:: دهه پنجاهی‌ها، انقلابی‌هایی که می‌خواهند بنیان جهان را براندازند آروین

:: برای دهه پنجاهی‌ها، دو طرفِ سکه همیشه خط است زادمهر

:: نزاع بین دهه شصتی‌ها و دهه پنجاهی‌ها روز آنلاین

:: چرانسل دهه پنجاه خود را مصلح اجتماعی می‌داند؟ روزنامه اعتماد

| لينک ثابت |  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 23:52    |