تبليغاتX
گردباد - سورئال و رئال‌مادرید

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

Pulp Fictionدو مرد در قطاری هم سفر بودند. مرد اول می‌پرسد: آن بسته توی بار چیست؟

مرد دوم جواب می‌دهد: مک‌گافین. اولی می‌پرسد: مک‌گافین چیست؟

دومی می‌گوید: وسیله‌ای برای شکار شیر در تپه‌های اسکاتلند. اولی می‌گوید: ولی در تپه‌های اسکاتلند که شیر پیدا نمی‌شود. و مرد دوم پاسخ می‌دهد: پس آن هم مک‌گافین نیست.

[هیچکاک همیشه استاد، مصاحبه فرنسوا تروفو با آلفرد هیچکاک]

 

شاید شمار کسانی که این مطلب را می‌خوانند و تا قبل از این نامی از «مک‌گافین» نشنیده بودن خیلی زیاد باشد. سِر آلفرد هیچکاک استاد بی‌چون و چرای ژانر تعلیق و دلهره در تاریخ سینما است. از اهم فنونی که برای ایجاد دلهره در تماشاگر بنیاد نهاد یکی هم مک‌گافین بود.

چیزی مبهم و به ظاهر پر رمز و راز و در باطن تو خالی که در غایت داستان فاقد اهمیت است. ولی داستان را شروع می‌کند و شخصیت‌های داستان حول آن شکل می‌گیرند. سبب می‌شود تماشاگر با داستان ارتباط برقرار کند. کارش ایجاد تعلیق و انتظار در مخاطب است.

زود هم یا از اهمیت می‌افتد یا بکلی از داستان بیرون می‌رود. در پایان فیلم، تماشاگر عادی «عام» هنوز خیال می‌کند داستان مک‌گافین را تعقیب می‌کند. حال آنکه شخصیت‌های داستان مدت‌هاست دارند کار دیگری می‌کنند که اصلن و ابدن هیچ ربطی به مک‌گافین ندارد.

پیروان راستین هیچکاک ثابت کردند که مک‌گافین نه فقط به سینمای دلهره که آن را می‌توان در خیلی از جاهای دیگر استفاده کرد. آدم‌کشان داستان برادر تارانتینو یا همان «کوئینتین مقدس» در فیلم پالپ فیکشن به دنبال کیفی هستند که هیچ کس نمی‌داند تویش چیست.

بعد از کلی تیراندازی و کشت و کشتار، آدم‌کشان کیف را صاحب می‌شوند. یکی از آدم‌کشان (جان تراولتا در نقش وینست وگا) کیف را باز می‌کند. نوری از درون کیف ـ کیفی که بعد از این همه سال از ۱۹۹۴ تا الان نفهمیدیم درونش چه بود ـ بر چهره جان تراولتا می‌تابد و او لبخندی حاکی از کامیابی بر لب می‌آورد.

این کیف و محتویات درونش همان مک‌گافین استاد هیچکاک است که کوئینتین مقدس در فیلم داستان عامه پسند از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرده است.

| لينک ثابت |  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:40    |