تبليغاتX
گردباد - مرکز موسیقی بتهوون با یک عمر خاطرات نسل فراموش شده گره خورده

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

اگر در خیابان‌های قدیمی تهران باشی، می‌توانی از میدان فردوسی پیاده به سمت کریم‌خان گز کنی تا زیر پل و سر خیابان سنایی. می‌توانی کتابی که دوست داری را از کتاب فروشی‌های زیر پل بخری حتا اگر دلت هوای چای دم کرده در سفره‌خانه‌ی سنتی حوالی ایرانشهر کرده بزنی تا روشن شی و بعد قدم‌زنان راهی خیابان سنایی شوی. کافی است یک دقیقه پیاده راه بروی تا از دور، سر کوچه‌ی اعرابی نرده‌های زرد و مشکی چشم‌ات را بگیرد. می‌توانی زیر لب خاطرات سالها را مزمزه کنی و وارد صفحه ‌پرکنی پنجاه و شش ساله شوی که خستگی‌اش را بعد از دو سال در کرده و حالا منتظر اهل هنری است که دلشان برای «مرکز موسیقی بتهوون» تنگ شده است.

پاتوق فرهنگی خیابان کریم‌خان، حالا یک فروشگاه موسیقی بتهوون هم دارد. فروشگاهی دو طبقه که وقتی واردش می‌شوی، رنگ همیشگی بتهوون، مشکی و زرد چشم‌ات را می‌گیرد. قفسه‌هایی که در طبقه‌ی اول پر از سی‌دی‌های موسیقی و دی‌وی‌دی های فیلم است و مثل همیشه‌ی تاریخ پنجاه و شش ساله‌ی بتهوون، کمتر می‌شود آلبومی بخواهی که آن‌جا نباشد. در بتهوون تازه، می‌توانی آلبوم‌های موسیقی و فیلم‌ها را ببینی و بعد از پله‌های آن بالا بروی تا کتاب‌های حوزه‌ی موسیقی و نشریات هنری محاصره‌ات کنند. 

فروشگاه تازه‌ی بتهوون، روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه ساعت ۱۶ بازگشایی می‌شود. این فروشگاه خاطره‌انگیز مهر سال ۸۶  از میدان محسنی به خانه رفت تا بعد از پنجاه و چند سال استراحت کند و حالا برگشته، با ظاهری جدید، با فضایی تازه، با امکانات بیشتر. برای سر زدن به بتهوون و خرید آثار تازه‌ی موسیقی دیگر لازم نیست ماشین‌تان را چندین خیابان دورتر پارک کنید و در گرمای تابستان و سرمای زمستان پیاده راه بروید. به قول «فردین خلعتبری» آهنگساز نام آشنا، این برای اولین بار در تاریخ فروشگاه بتهوون است که جای پارک ماشین بغل مغازه پیدا می‌شود.

خیلی‌ها یادشان رفته که بتهوون اولین بار سال ۱۳۳۲ در خیابان منوچهری افتتاح شد. زمانی که موسیقی را با صفحه گوش می‌دادند و بتهوون مثل حالا فروشگاهی دو طبقه نبود. زنده‌یاد کریم چمن‌آرا در کیوسکی کوچک کتاب‌ها و صفحات موسیقی می‌فروخت و مشتریان‌اش اهل ادبیات و هنر ِ آن زمان بودند. بعد از آن فروشگاه بتهوون دو مغازه در خیابان ولیعصر، بالاتر از چهارراه ولیعصر داشت. فروشگاهی تاریخی که دانشجویان هنر و اهل موسیقی سال‌ها به آن‌جا می‌رفتند و از آن خاطره دارند.

سال ۱۳۲۰ وقتی کريم چمن آرا با خانواده و خانه اش در آذربايجان خداحافظی کرد هرگز فکر نمی کرد روزی فرا برسد که غذای روح تشنگان موسيقی را فراهم کند. او به کتاب وکتابخوانی علاقه داشت و برای خودش در خيابان نادری همان جايی که پاتوق نويسنده ها بود دکه ای دست و پا کرده بود که در آن کتاب می فروخت. صادق هدايت از مشتريان پرو پا قرصش بود که ساعت های زيادی را با او مشغول صحبت در همان دکه کنار خيابان می گذراند.

بارها دکه و کتابها طعمه حريق و هجوم مخالفان جريانات روشنفکری روز شده بود و سرانجام بعد از کودتای ۲۸ مرداد دکه محو و کريم راهی زندان شد. بعد از آن فکر کرد بهتر است يک شغل کم دردسر انتخاب کند. مغازه کوچکی در خيابان منوچهری گرفت و صفحه های موسيقی را جايگزين کتاب کرد. احد، عباس و محسن برادرانش همانجا مشغول شدند. فکر نمی کرد که باز هم روزی برسد که برای انتخاب اين شغل تاوان سنگينی بپردازد.

بتهوون در مدت کوتاهی جايگاهش را پيدا کرد. موسيقی های کلاسيک غربی و بعد ها موسيقی های ايرانی از خوانندگان درجه يک قفسه های فروشگاه را پرکرد. سال های بعد موسيقی های پاپ و سبک های ديگر هم به آن اضافه شد. صفحه هايی که او از سراسر دنيا در اين فروشگاه کوچک جمع کرده بود هيچ جای ديگر ايران پيدا نمی شد. بهروز غريب پور،مدیر خانه هنرمندان ایران، می گويد:"قبل از اينکه دانشگاه قبول شوم و به تهران بيايم دو آرزو داشتم يکی اينکه روی صحنه سالن تئاتر پانزده شهريور (سنگلچ) دست بکشم و دوم اينکه اين فروشگاه بتهوون را که می گويند همه صفحه های ايران و جهان را دارد ببينم. اولين باری که تنها به تهران آمدم هر دو آرزو را برآورده کردم و با صفحه ای که از بتهوون خريده بودم راهی شهر خودم شدم.

شاهين فرهت، استاد موسیقی کلاسیک، هم با خاطره خوشی از بتهوون ياد می کند: نقش فرهنگی و تاثيری که مرکز موسيقی بتهوون بر موسيقی داشته به مراتب بيشتر از نقش تجاری آن است. نسل های بسياری به آنجا پناه بردند و با مسائل هنری رابطه عميق پيدا کردند. بتهوون مثل يک آکادمی است. در سال های جوانی صفحه هايی را که هرگز فکر نمی کردم در ايران يافت شود آنجا پيدا می کردم.

کم کم فروشگاه از منوچهری به نادری و بعد از آن وليعصر کوچ کرد. خيابان وليعصر سرراه رفت و آمد دانشجويان و دانش آموزان هنرستان موسيقی قرار داشت. آنها هر روز سری به فروشگاه می زدند. حسين عليزاده، استاد موسیقی سنتی، می گويد: صفحه ها گران بود و ما هنوز در هنرستان موسيقی درس می خوانديم، پول زيادی نداشتيم. پشت شيشه ساعت ها صفحه ها را نگاه می کردم. بعد هم داخل مغازه می شدم و گوشه ای می ايستادم تا موسيقی ای که پخش می شود، گوش بدهم. آمدن به بتهوون مثل رفتن سر يکی از کلاس های درسمان شده بود و هر روز به آنجا سری می زديم." او ادامه می دهد: فکر تاسيس اين مرکز در روند شکل گيری موسيقی بسيار موثر بوده است. جادارد آن رادر تاريخ موسيقی ايران ثبت کنيم. اين مرکز باعث ارتقاء ذهنی موسيقی شد. خوشحالم که بعد پنجاه و پنج سال می شود از مرکزی صحبت کرد که عينيت دارد. بتهوون يک خاطره فراموش شده نيست.

برادران يک کارخانه توليد صفحه موسيقی زدند تا کارها را با قيمت کمتری توليد کنند. شرکت توليدی آهنگ روز هم تاسيس شد تا جای خالی موسيقی های عميقی را که در لابه لای آلبوم های لاله زاری پيدا نمی شد، پر کند. در اولين قدم آثاری از مهدی خالدی(ويولن)، احمدعبادی(سه تار)، لطف الله مجد(تار)، فرامرزپايور(سنتور) و حسين تهرانی(تنبک) منتشر شد. بسياری معتقد بودند اين کار ديوانگی است و جز شکست پيامد ديگری ندارد. اما استقبال علاقمندان ثابت کرد که کريم چمن آرا راه درستی را پيش گرفته است.

سالهای انقلاب بارها اين فروشگاه تعطيل و حتی طعمه حريق شد. صاحبانش تهديد شدند تا شايد کار را رها کنند اما آنها باز هم به کارشان ادامه دادند. تا اينکه سال ۱۳۵۹ در اولين روزهای جنگ ايران و عراق راديو اعلام کرد در بمباران بندر بوشهر دو انبار گمرک آتش گرفته است. چمن آراها منتظر رسيدن صفحه‌های موسيقی‌ای که برای ضبط به آلمان فرستاده شده بود اما هيچکدام فکر نمی‌کردند صفحه‌ها در آن انبار سوخته باشد. بعد از آن هم سال‌ها آلات، صفحه و کاست‌های موسيقی از عوامل فساد به حساب آمدند.

حتا در نمايشگاهی چند ساز و آلبوم موسيقی را به عنوان عوامل فساد در کنار بنگ و وافور و منقل و فيلم های پورنوگرافی به نمايش گذاشتند. بتهوون در دهه شصت روزهای سختی را پشت سر گذراند. سال های دهه شصت بخشی از فروشگاه را انبوه راديو، گرام و ضبط های دست دوم گرفته بود. بخش ديگر حوله فروشی و بخش کوچکی را کاست های موسيقی پر می کرد. قفسه ها خالی شده بودند و شايد به زحمت می شد بيست عنوان آلبوم موسيقی در آن پيدا کرد.

بتهون يک اتفاق خوشايند بود که با تداوم حضور توانست برای بسياری از هنرمندان راهگشا باشد. نه تنها هنرمندان موسيقی بلکه اهالی تئاتر و سينما هم در آن رفت و آمد ميکردند و بهترين جايی را که می توانستند برای کارهای خود موسيقی انتخاب کنند بتهوون می دانستند و می‌دانند.

اينجا يک دايره المعارف زنده موسيقی است. حالا نسل دوم چمن‌آراها دارد کار را انجام می‌دهد بابک و آرش چمن آرا و آرش وطنخواه که مدير داخلی اين فروشگاه است. هنرمندان پير و جوان را همراهی می‌کنند. حالا جای مسن‌ترها را هنرمندان جوانی گرفته‌اند که شايد در آينده هر کدام يک هنرمند تمام عيار بشوند. دانشجويانی که به سراغ موسيقی يا کتاب خاصی به اين فروشگاه می‌آيند و دست خالی برنمی‌گردند.

امروز شايد ديگر از آن تهديدها و آتش سوزی ها خبری نباشد اما هنوز مشکلات ديگری وجود دارد که گردانندگان بتهوون را وادار می کند تا به رها کردن اين کار فکر کنند. اما علاقه به آنچه با زحمت پدرانشان بنا شده و احترام به خاطرات نسل های مختلفی که در آن رفت و آمد می کردند، آنها را باز می‌دارد.سال 82 نیز به مناسبت پنجاه سالگی بتهوون، مراسمی در خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار شد که در آن بهروز غریب‌پور به پاس پنجاه سال فعالیت کریم‌ چمن‌آرا، نام یکی از تالارهای خانه‌ی هنرمندان را تالار بتهوون گذاشت.

از سال ۸۳ بتهوون به فروشگاهی کوچک‌تر در میدان محسنی منتقل شد و حالا در خیابان سنایی منتظر است تا همه‌ی ‌آنهایی که پنجاه و شش سال با آن خاطره دارند، بار دیگر ساعت ۱۶ روز پنجشنبه دور هم جمع شوند، دیدار تازه کنند و یاد آن‌هایی را که رفته‌اند را گرامی دارند. وعده‌ی دیدار پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر، ساعت ۱۶ تا ۲۲. خیابان کریم‌خان زند، خیابان سنایی، نبش کوچه اعرابی، پلاک ۲۳، مرکز موسیقی بتهوون.

| لينک ثابت |  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 23:55    |