لشكر صاحب زمان یادش بخیر
بزم مین، كنسرت بمب و انفجار
لختههای بچهها بر سیم و خار
حاج كاظم با كتانباف و رضا
بحث ناموس و رفیق و آشنا
مسجد اهواز، اشعار حبیب
نوحههای بانمک، صوت عجیب
در هویزه، ظهر عاشورا، دعا
بچههای خاک، مردان خدا
کو؟ کجا شد لشگر صاحب زمان
درک حس مرد، لحن الامان
بیمحابا قصه بر خود ساختن
با خدا صد قافیه پرداختن
شاهدان کلت و مین و طنز و جان
همسرایی در حواشی اذان
حاج صادق! این حوالی خانه نیست
یک خیابان سهم یک افسانه نیست
شهر بیوقفه فراموشی گرفت
ژست کمخوابی و بیهوشی گرفت
تکه تکه استخوان بر باد شد
نوحه و جنگ و علم از یاد شد
حاج صادق! راز و سر دلبران
نیک نامد در حدیث دیگران
نوحهی آهنگران یادش بخیر
الامان و الامان یادش بخیر
هر شب جمعه میآیی، خب قبول!
هم فروعت کامل است و هم اصول
من، ولی حاجی! دلم لرزیده است
غیبتت را از خیابان دیده است
نوحهی آهنگران یادش بخیر
الامان و الامان یادش بخیر
حاج صادق! در خودم جا ماندهام
از نزول خاطره وا ماندهام
از همین نسل و همین آب و گلند
چشمها دستور پمپاژ دلند
تیغ در معركه، حاجی، به کجا خواهد خفت؟
کربلا نسل مرا با چه زبان خواهد گفت؟
خاک در خون خدا میشكفد، مینالد
حاج صادق! چه كسی درد مرا مینالد؟

