اگر جامعه را جسم و فرهنگ [بخوانید پستمدرن] را همچون روح در نظر بگیریم به خوبی میتوانیم پیامدهای به چالش کشیده شدن فرهنگ برای جامعه را در ذهن خویش ترسیم کنیم. در دنیای مدرن همه باید مثل هم فکر کنند.
البته اگر فکر نکنند که دیگر خیلی بهتر است. جامعه مدرن به جای تو فکر خواهد کرد. او به تو کوکاکولا و مکدونالد میدهد تا تو دیگر به هیچ چیز فکر نکنی. او تو را سوار بنز و بیامدبلیو میکند تا تو به چیز دیگری فکر نکنی.
تو نباید فکر کنی. در مدرنیسم هیچ چیز به اندازه فکر کردن جرم نیست. پست مدرنیسم تو را به فکر کردن دعوت میکند و همین برای مدرنیستها گران تمام میشود. نخستین چیزی که خرده فرهنگها در دوران جهانی شدن با آن روبرو شدند «موزاییک فرهنگی» است. موزاییک فرهنگی اصطلاحی است که داریوش شایگان برای توصیف وضع فرهنگی جوامع در جهان نو به کار برده است.
همچنین امپریالیسم فرهنگی عبارت است از اراده معطوف به همگونسازی خرده فرهنگها توسط یک فرهنگ. مدرنیسم به دنبال ایجاد یک فرهنگ برتر است. یک فرهنگ واحد. از ویتنام تا پاریس همه باید یک فرهنگ را قبول داشته باشند. همه باید با یک صدا فکر کنند.
با یک چشم ببینند و این یعنی امپریالیسم فرهنگی که از بازوهای اجرایی مدرنیسم است. سه جنبه کلی در مورد امپریالیسم فرهنگی شناسایی شده است: گسترش مارکتینگ، گسترش تجارت بردگی جنسی و جهانی شدن فرهنگ واحد.

