وبلاگِ هواداران همایون شجریان: هر چه زمان میگذرد، بیش از پیش عظمت انسان والایی چون شجریان نمایان میشود. شجریان انسانی است بزرگوار.
آنقدر بزرگ که با وجود هجوم سیل ناملایمات از طرف بدخواهانش، همچنان متانت خویش را حفظ کرد و اجازه نداد که او را در خیمهشببازی سیاست، سیاه کنند. او هرگز از آرمان همیشگی خود که همانا پیوند با مردم این مرز و بوم است عقب ننشست.
هر چند خسرو آواز ایرا شجریان این بار بیش از همیشه مظلوم واقع شد و بیش از همیشه ناجوانمردانه بر او تاختند و زهدفروشانِ زالو صفت سالوسوار لقب «وطنفروش» و «مزدور» و هر چه سزاوار خودشان بود، به او نسبت دادند.
اما او فراتر از این کینهتوزیها و غرضورزیها، از انسانیت گفت و بهسان آنان که جواب گلوله را با گل میدادند، بیمهری را مهربانانه پاسخ گفت و با «زبان دل» پاسخ آنانی را داد که با «زبان آتش و آهن» با او سخن راندند، با زبان دلی لبریز از مهر.
شجریان که همواره حرف دل مردم را با صدای آسمانیاش فریاد زده است، این بار هم حرفی زیبا زده و البته زیبا حرف زده است. تصنیف «زبان آتش» از زبان روشن و پاک زندهیاد فریدون مشیری، شأن والای جان انسانی را میسراید، که با ابزاری خونبار، ناهنجار و آتشبار به نام تفنگ، به بازی گرفته میشود. انسانهایی که وجدانشان به خواب رفته، و فراموش کردهاند که حتا حق را نیز نباید با زور این زبان نافهمِ آتشبار جست.
زبان دل شجریان، برادروار، نامهربانان را به مهرورزی فرامیخواند و امیدوار است فروغ آدمیت راه در قلب اینان بگشاید و این دیو انسانکش از جسم آنان برون آید. بیگمان این تصنیف یکی از کارهای جاودانهی استاد شجریان خواهد شد. تصنیفی فراتر از هر دوران و فراتر از هر دستهبندی سیاسی. این تصنیف، اثری است که نه تنها نامهربانان امروز، بلکه همهی آنانی را که در تمام دنیا و در تمام زمانها به زبان زور میاندیشند، مخاطب قرار میدهد.
باید به هنر این سرزمین و به هنرمندان اصیل آن افتخار کنیم که حتا در کابوس این شبهای سیاه، اینچنین رویای سپید و روشنی برای خفتگان به ارمغان میآورند. راستی بدخواهانش او را از زندان نترسانند که محمدرضا شجریان این فرزند ملت سالها پیش طعم زندان اوین را به واسطه اجرای تصنیف فریاد، خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز، چشیده است.





