اگر شما هم مانند ما ارباب حلقهها را دوست داشته باشید، لابد برایتان پیش آمده که ناخودآگاه رویدادهای این روزها را در ذهنتان ارباب حلقهوار تجربه، تجزیه و تحلیل کنید. چند روز پیش، یکی از رفقا عکسی برایم فرستاد از تهران در شب و پرسید تو را یاد چی میاندازد؟ فکر کردن نیاز نداشت برایش نوشتم، موردور.
موردور زادگاه حلقه قدرت است. سرزمین تاریکی که به باتلاقهای مرگ میرسد. چقدر این شبها آراگورن، سائورون، گندالف پیر، مايارها، بورومير، فارامير، فرودو، تئودن، فيانور، فين گولفين، گالادريل، آرون به ما نزدیک هستند. حلقه يك الف (Elf) مقدس به نام سائورون (Sauron) در زمانی که دنیا در زمانی که هنوز جهان جوان بود یک الف به نام ساورون پی به قدرت حلقه سازان اره گیون (Ere Geon) برد.
اره گيونها برای تمام بزرگان چه از نوع الف و چه از نوع انسان (Men) و يا حتا كوتولههای زير زمینی (Dwarf)حلقههایی جادویی ساختند. كوتولهها حلقهها را قبول نكردند، الفها قدرتمندتر شدند ولی انسانها بدون هيچ چون و چرا آنها را قبول كردند.ولی نمیدانستند با این کار یک نفر میتواند بر آنها تسلط داشته باشد.
سارون جوان كه ندادن حلقه به او را بیاحترامی دانست خواست از همه انتقام بگيرد. او اول سعی در سافتن چگونگس حلقه ساختن اره گيونها كرد. ساورون، هيچ چيز از ابتدا اهریمنی نيست، حتا سائورون نيز چنين نبود، در ابتدا موجود پاکی بود اما قدرت شهوت ارادهی او را به ژرفنای خویش کشید. او پنهان از چشم دیگر الفها در آتشفشانی در یک بيابان دور حلقهای از جنس آتش آن كوه ساخت که بزرگترین و قدرتمندترين حلقه بین تمام حلقهها بود و خود را ارباب حلقهها (The Lord Of The Rings) نامید.
حلقهای سه برای پادشاهان الف در زیر گنبد نیلی. حلقهای هفت برای فرمانروایان دورف در تالارهای سنگی. حلقهای نه برای آدمیان که محکوم به مرگاند و فانی. و یکی از برای فرمانروای تاریکی بر سریر تاریکش. حلقهای است از برای حکم راندن. حلقهای است از برای یافتن. حلقهای است از برای آوردن و در تاریکی به هم پیوستن. در سرزمین موردور و سایههای آرمیدهاش.


