خیلی فرق است بین تظاهراتی که هر لحظه بیم کشته شدن، مجروح شدن، زندان شدن در آن میرود تا تظاهراتی که ایستگاه صلواتی دارد، اتوبوس رفت و برگشت دارد، شربت دارد، ساندویچ دارد، لقمه خرما دارد. خیلی فرق است بین تظاهراتی که کهریزک دارد. سرداب عشرت آباد دارد. تی 66 دارد. تک تیرانداز دارد با تظاهراتی که هیچ دلهرهای ندارد. تفریح دارد.
یادمان نمیرود که برای مراسم تشییع جنازه آیت الله العظمی منتظری، کودتاچیان هر چه از دستشان برآمد کردند تا مردم نتوانند خود را به قم برسانند و در وداع آخر با فقیه حکیم و آزاده خود حضور داشته باشند. جادهها را بستند، جلوی اتوبوسهایی را که از شهرهای دور و نزدیک میآمد گرفتند و به مبدا بازگرداندند، بسیاری از راهیان قم را دستگیر کردند و به زندان بردند و دست آخر مسجدی را هم که قرار بود مراسم "شام غریبان" منتظران در آن برگزار شود اشغال کردند تا مردم نتوانند در آنجا بنشینند و سوگواری کنند. زدند و بستند و بردند، اما بازهم نتوانستند از شکوه حضور مردم بکاهند.
حالا مراسم چهارشنبه را ببینید که برای آن از چند روز مانده در تمام رسانههای کودتاچی تبلیغ کردند. در همه مجموعهها و برنامههای پربیننده تلویزیونی برایش زیر نویس گذاشتند، بسیاری از ادارات و مدارس و بسیج دانشجویی دانشگاهها را تعطیل کردند تا مردم را به مراسم ببرند. هیچ کس نمیترسید که در آنجا گلوله بر مغزش بزنند و چاقو در پهلویش فرو کنند. هیچ زنی هراس از این نداشت که باتوم الکتریکی بر سرش بکوبند و نقش بر زمینش سازند.
هیچ دختری فکر نمیکرد که با آن باتوم بر زانوانش بکوبند و چلاقش کنند. هیچ پسری هراس نداشت که به جرم شرکت در این گردهمائی بگیرند و ببرند و در کهریزک تجاوز کنند و زیر شکنجه جانش را بگیرند. هیچ مادری نگران بچهاش نبود که مبادا بجای بازگشت به خانه سر از سرداب عشرت آباد در بیاورد. هیچ پدری قرار نبود شب تا صبح دنبال جگرگوشهاش از بیمارستانی به بیمارستانی و از این کلانتری به آن کلانتری برود و آخر سر به پزشکی قانونی حوالهاش بدهند. هیچ یک از این دلهرهها وجود نداشت. تازه شربت و ساندویچ و لقمه خرما هم بود. با اینهمه "تجمع عاشورائیان حکومتی" برای مردم آنچنان جذابیت نداشت که یک میدان را پر کنند و تلاش عکاس حرفهای هم به جایی نرسید.
علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی که این روزها حرفهایش نشان میدهد دارد تمرین میکند تا در صورت سقوط احمدی نژاد جای او را بگیرد، در یک سخنرانی گفته است: زمانی خط فتنه کور میشود که ملت ایران یک صدا در صحنه باشند. آقای لاریجانی، به خدا ما نیز همین را میگوییم. فقط تعریفمان از "ملت ایران" با هم فرق دارد. یکبار، فقط یکبار بگذارید این ملت بیدغدغه خاطر و بیهراس از مرگ،زندان و شکنجه به "میدان" بیاید، حتا در سکوت، آنوقت میفهمید که شما، اربابان و دوستانتان در کدام سوی این میدان قرار دارید و مردم در کجا؟





