این روزها که هوا به شدت سرد، سیاسی و سیمانی است مافیای مخوف ادبی وبلاگستان که به هیچ هدف و آرمانی وابسته نیست بسان اختاپوسی خونخوار فضای ادبی وبلاگستان و صفحههای زنجیرهای ادبی ماهنامهها، هفتهنامهها و روزنامههای خاصه را تسخیر کرده و هر صدای مخالف را در دم شهید میکند. حالا چرا میگوییم این مافیا به هیچ هدف و آرمانی وابسته نیست؟
به این دلیل که اعضای اصلی این جریان صبحها کارمند و حقوقبگیر رسمی دولت نهم، دهم هستند و همچنین عصرها از اعضای ستاد مرکزی محبوبترین کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات ۸۸ بودهاند. واقعن چطور کسی میتواند از احمدینژاد پول بگیرد ولی زیر بیرق میرحسین موسوی سینه بزند؟ خوب مافیای ادبی وبلاگستان فقط حرف پول را میفهمد.
همه مافیا بازی اینها برای پول است. اهل شهرت به معنای روتین آن نیستند چون در خفا بدون اینکه نامشان برای عموم مردم شناخته شود دست به جنایت میزننند. اینها آدم نمیکشند بلکه فرهنگ را قربانی میکنند. و چه جنایتی بالاتر از کشتن قلم که خداوند به آن سوگند خورده است. تراستهای عضو این نحله تاریک همین الان شروع میکند به نشر این مطلب که وجود مافیا ادبی وبلاگستان "توهم توطئه" است.
وای ما چقدر مظلومیم، امان از شما، حیف ما که برای اینها معرفی کتاب مینویسیم، نقد مینویسیم، کوفت مینویسیم، البته اینها به یادداشت میگویند نقد! ولی فقط سادهلوحان میتوانند این دروغهای نخنما شده آنان را باور کنند. البته در بعضی موارد خودشان هم واقعن باورشان شده مافیای ادبی وبلاگستان وجود ندارد. ولی خوب آدم که بدون آیینه نمیتواند خودش را ببیند.
مافیای ادبی وبلاگستان چکار میکند؟ آنها با در اختیار گرفتن صفحههای ادبیات و فرهنگ مطبوعات پایتخت به موج سازی برای کتابهای خاص که از ناشر آن مستقیمن پول دریافت کردهاند مباردت میورزند، به نحوی که دبیر بخش ادبیات و فرهنگ فیلان روزنامه معروف که عضو ارشد مافیای ادبی وبلاگستان است پشت دفتر کارش بنگاه مخوف اقتصادی و ادبی دایره کرده و خدمات سیاسی را در پس پردهی ادبیات به خلق الله تقدیم میکند. آیا این سیاست نیست که پول بگیری و کتاب تبلیغ کنی؟
کلیت این ساختار در خدمت چرخهی اقتصادی بزرگی است که شاخهای از آن ادبیات است. بیتردید آنهایی که به قدر کافی زحمت کتاب خواندن را به خود نمیدهند و چشم به وبلاگهای ادبی و روزنامهها دوختهاند از صدمات مافیای ادبی وبلاگستان در امان نمیمانند. این تجربه برای کسانی که صفحههای ادبیات و فرهنگ روزنامهها را مدام میخوانند غریب نیست، که دیدهاند یکباره عوامل اقتصادی ادبیات (مافیای ادبی وبلاگستان) از جهتهای خاصی به یکباره در صفحههای ادبی روزنامهها فلان کتاب را در حد کتاب مقدس تمجید میکنند.
از بسیاری از کتابخوانها در کتابفروشیها شنیدهام که به تاثیر از این روزنامهها و وبلاگها به سراغ کتابی آمدهاند. در عوض کتابهای با ارزشی هم وجود دارند که مورد معاملهی خوبی برای مثلث اقتصادی ادبیات نبوده و حتا یک یادداشتی بر آنها نوشته نمیشود.
هـدف از نوشتن اين مطلب فقط يک هشدار است هشدار نسبت به وجود مافيايی مخوف در وبلاگستان که هر روز دايره فعاليتاش را گستردهتر میکند و خواهان ايجاد فضايی تک قطبی و بدون مخالف در وبلاگستان فارسی است. موفقيت يا عدم موفقيت اينان وابسته به ما است که چگونه در مقابل رفتارهایشان عکس العمل نشان میدهيم.
زیرنویس:
:: چگونه بازار این کتاب در انحصار انتشارات ... قرار گرفت! حسین نوشآذر
:: سند دیگری از مافیای ادبی مطبوعات الهه دهنوی
:: مافيای وبلاگستان هيچ فرصتی را برای حذف مخالفانش از دست نمیدهد حمیدرضا علاقهبند
:: مافیایی ادبی مافیایی که اعمال قدرت میکند فرشید جوانبخش
:: مافیای ادبیات و تخریب سنت ادبی سعید سبزیان
:: آگهی مافیای ادبی حامد حبیبی
:: مافیای ادبیات به نفع زبان فارسی نیست پانا
:: صفحات ذهنیت استبدادی و استبدادزده مافیای ادبی شهریار دادور
:: مافیای ادبی و حلقه های روشنفکری امیر عزیزمحمدی





