وای چه ترکیبی برای اعلام نام بهترین فیلم خارجی زبان: تارانتینو و آلمودوبار. و چه نتیجه غیر منتظرهای: نه روبان سفید و نه یک پیامبر، نماینده آرژانتین: رازی در چشمانشان. اسكار امسال اسكار مستقلها بود، اسكار اقليتهای نژادی، اسكار صداهای حاشيه، اسكار دوران اوباما. همين باعث شده بود كه رقابت غيرقابل پيشبينیتر از هميشه باشد و لحظه اعلام نام بهترين فيلم، غيرمنتظرهتر از هميشه. بنيانگذارهای اسكار، اين احتمالن مهمترين جايزه سينمایی، فكرش را هم نمیكردند كه رایدهندهها روزی فيلمی مثل «گنجه رنج» را بر سوپربلاک باستری مثل «آواتار» ترجيح دهند.
«آواتار» همه چيز داشت تا جايزه صنعتی و صنفی اسكار را خوش بيايد: گشودن مرزهای نوين برای تجارت فيلمسازی، ايمان و اعتقاد وصفناپذيری كه هميشه مورد تاييد رایدهندگان آكادمی بوده و همچنين استقبال فراتر از تصور تماشاگران. اما گفتم كه اين جايزه صداهای حاشيه بود، پس برای نخستين بار اعضای آكادمی ترديد و پوچی ضدقهرمانهای «گنجه رنج» را بيشتر از ايمان فوق قهرمانهای «آواتار» باور كردند.
بازندگان بزرگ مراسم، «بیآبروهای لعنتی» تارانتينو و «توی هوا»ی جيسون رايتمن بودند و زنها و سياهپوستها برندههای اصلی اسکار امسال بودند، اسکار دوران اوباما. وقتی رایدهندگان آكادمی همايمانشان را از دست بدهند آدم نگران میشود.
لحظه طلایی مراسم برای من كليپی بود كه كارگردانان مراسم از مجموعه لحظات فيلمهای هارور تهيه كرده بودند و به محض اينكه پخشش تمام شد تصوير قطع شد به نمایی از كوینتين تارانتينو كه با شور و حرارت در واكنش به تصاويری كه ديده بود داشت كف میزد. چند لحظه پيش از اين تارانتينو اسكار بهترين فيلمنامه ارجينال را از دست داده بود و تصاويری كه از او میديديم مشخص میكرد كه چطور دلش میخواسته این جايزه را ببرد.
سرخوردگی را میشد در صورتش ديد. اما شعف و وجه كودكانهاش از تماشای مجموعه تصاويری از تاريخ سينما، نشان ميیداد كه او هنوز ايمانش به سينما را از دست نداده است. آكادمی اسكار اگر ايمانش را به قهرمانها و آرمانشهر از دست داده، ايراد ندارد. ما مثل تارانتينو، سينما را داريم تا به آن ايمان و اعتقاد داشته باشيم.

