سال 86 بود، روزنامه اعتماد خاطرات هاشمی رفسنجانی را منتشر میکرد: "شب ، در مجلس ماندم. کارهای عقب افتاده را انجام دادم. چند روزی است ، دست راستم کمی درد دارد. دکتر غموسی ف زرگر با تشخیص اینکه اعصاب دست متورم شده، قرضهایی داده است. وقتی قرصها را میخورم، مقداری خمارآلود میشوم. شب، دو فیلم «خط قرمز» و «خانه عنکبوت » را دیدم که علیه ضدانقلاب ساخته شده است. اولی را چپیها ساختهاند؛ فیلم خوبی نیست. دومی، بد نيست."
همین چند جمله پر کد است. خودمانیم چقدر ادبیات ایشان عالیجناب سرخپوشی است. روزهای دهه شصت چقدر سخت بود. روزهایی که نفر اول پشت پرده بود. سرخپوش بود. باند سین الف در اوج قدرت بود. هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه. عصر عصر عالیجنابان بود.
همان روزها که هجده سال بعد بد روزنامه صبح امروز در تاریخ ۲۹ / ۱۰ / ۱۳۷۸ تیتر زد: در دوران هشت ساله صدارت آقای هاشمی حدود هشتاد تن به وسیله محفل اطلاعاتی و علل سیاسی به قتل رسیدهاند. که معروفترین آنها قتل سعیدیسیرجانی، مهندس برازنده، میرعلایی، تفظلی و... بودهاند. همان روزها که روزنامه آریا در ۱۴ / ۹ / ۱۳۸۷نوشت: پرونده قتل سیامک سنجری و فاطمه قائممقامی را دنبال کنید تا به شاه کلید برسید. پرونده قتل پیروز دوانی را دنبال کنید تا عالیجناب خاکستری را مشاهده کنید.
حالا که دارم میگویم از عصر آزادگان هم یاد کنم که به تاریخ ۹ / ۱۱ / ۱۳۷۸ نوشت: زبان هاشمی نه تنها اهانت آمیز است بلکه متضمن تهدید ناقدان و مخالفان است. و توپخانه جناح چپ در تاریخ 29 / 10 / 1378 اصل مطلب گفت: آیا مجازات یک نامه سرگشاده انتقادی به هاشمی رفسنجانی شش ماه سلول انفرادی و اقرارنویسی به سبک برادر حسین است؟
یکی از کارگردانهای مطرح سینمای ایران که شهرت جهانی دارد برایم تعریف کرد آن روزهای دهه شصت وقتی بحثی بر روی فیلمی مطرح میشد و فیلمی نظرها را به سمت خودش جلب میکرد، نسخهای از آن برای هاشمی فرستاده میشد تا او ببیند و نظر نهایی نسبت به اکرانش را بدهد. از این حرف و این خاطره و اتفاقاتی که برای خط قرمز کیمیایی افتاد میشود فهمید که خط قرمز به خاطر نظر منفی هاشمی رفسنجانی هیچ وقت اکران نشد.

