تبليغاتX
گردباد - هر رژیمی که بگوید بوسیدن واجب است، رژیم ما است

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

بی‌نهایت لذت بخش است وقتی تلویزیون آتش زدن پرچم انگلستان توسط مارادونا را نشان داد، ال دیه‌گو خدایگان شورشی‌ها. خسرو در تمام داستان‌ها می‌میرد و کرامت الله تماشاگر تمامی اعدام هاست، رضا همیشه می‌رود برای تهیه اسلحه، پروین، یک معاشقه در سکوت. احمد، حضور اشباح است. این‌ها، شخصیت‌های کار تازه‌ام هستند. شجریان باشد یا لئوناردو کوهن، مهم حال ما است که با هر کدامش پر از نوستال می‌شود حالا می‌خواهد کافه مخفی باشد یا پیاده‌رو میرداماد.

ساختن نوستالژی بدترین خیانتی است که هر کسی می‌تواند به خودش بکند. منهتن عمو وودی آلن باعث شد ازپیر شدن لذت ببرم. من عاشق سید حسن مدرس هستم. لازم است ما روی غمهایمان استوار باشیم. درد برای اهل درد است ای مرفهان بی‌درد. چقدر امشب توی کافه مخفی حرف زدن راجع به سینما مزه داد. یاران من خرداد امسال به بیست و چهار سال انتظار پایان داده خواهد شد، خدا هم امسال دلش برای خوشحالی کردن‌‌های شورشی‌ها تنگ شده.

میلک شیک 4 دلاری کافه مخفی، امروز عصر در جمع صمیمانه رفقا خیلی چسبید. امروز عکس حسین علیزاده میان آن همه تصویر سال در خانه هنرمندان یک دنیا راز و رمز داشت، این مرد کیست که حتا عکسش هم لابیرنتی است پر از نی نوا.

پدرمان ابراهیم در دامنه کوه آرماگدون منتظر ما است، او آنجا ایستاده تا فرزندان خونینش را ببیند از کدام طرف می‌آیند. برادرای خونین پدر ایمان منتظر ما است. مرد سرت بالا بگیر، تو یکبار اینا را بردی که اگر هزار بار دیگر هم ما را ببرند باز نمی‌توانند آن باخت را جبران کنند.

چند وقتی هست دچار این سوال فلسفی شده‌ام که سینما آن فیلمی است که اکران می‌شود یا این نسخه‌های بلو - ری که ساعت‌ها اضافه‌تر از فیلم اکران شده است؟ ارباب حلقه‌ها، یاران حلقه نسخه بلو - ری بدون ملحقاتش ۴ ساعت است، در بعضی مواقع که پایان فیلم اصلنی در بلو - ری تغییر می‌کند. در بعضی از مواقع هم در برابر چند پایان قرار می‌گیرید که این حق دارید هر کدام را به دل‌خواه خودتان برای فیلم در نظر بگیرید؟

یک تکه سیگاری ِ پونصدی. تصورات باطل، می‌توانند آدمی را تا مرگ بکشانند؛ چندتا قرص ِ مثلن خواب بدهند به دست‌ات، بگویند بخور و بمیر! چه باید گفت به آن‌ها؟ عزیز من! دنیا این روزها شبیه یک تکه سیگاری ِ پونصدی است؛ چشم برهم می‌زنی، رفته‌ای هوای خدا. این‌روزها بدون ِ آن هم انگار روی هواییم. قرص‌هایم کو سهراب؟

حمیدرضا هستم، بچه‌ی تهرون، عاشق پرسپولیس، منچستر یوناتید و تیم ملی آرژانتین. بچگی‌ام با مارادونا گره خورده است. یکی از بازماندگان نسل آتاری. اهل سینما. یک تارانتینو باز حرفه‌ای. کوئنتین، برادر تارانتینو صدا می‌کنیم. همشهری کین بهترین فیلم تاریخ سینما می‌دانم. پدرخوانده هم فیلم محبوب همه‌ی عمرم است. کتاب‌های سیاسی می‌خوانم و ایضن شعر.

با هم جور در نمی‌آیند ولی خوب ایرانی‌ها کلن سرشار از پارادوکس هستند. اگر بخواهیم  به روش میکروسافت که برای شات دان کردن باید استارت بزنیم خودکشی کنیم باید در اوج خودکشی کرد، مرد فیل نما دیوید لینچ هم در اوج خودکشی کرد، مرلین مونرو هم ایضن.

خرداد امسال به مناسبت سالگرد 22 خرداد، جام جهانی فوتبال و معرفی آیفون نسل چهارم کوره ذوب آهن است. چند وقتی است وقتی دلم برای ترانه علیدوستی تنگ می‌شود تردید می‌بینم. مترو، غربت است. تاکسی، تنهایی. مینی ‌بوس خاطره است، اتوبوس حسرت زنی که در ردیف عقبی نشسته‌ است.

صدای پول خرد توی جیب نشانه پول دار بودن نیست، پز روشنفکری گاس صدای پول خرد است. وقتی پرسپولیس از سایپا باخت، صدای تشویق کر کننده پرسپولیسی‌ها در حمایت از علی دایی، آزادی را به با معرفت‌ترین استادیوم جهان تبدیل کرد. وقتی یک احمق کاری را انجام می‌دهد که از آن شرمسار است، مرتب تکرار می‌کند که دارد به وظیفه‌اش عمل می‌کند.

| لينک ثابت |  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 1:28    | 

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا