شصت و سومین فستیوال بین المللی فیلم کن روز 12 می 2010 در حالی مثل هر سال در سواحل زیبای شهر کن فرانسه برگزار میشود که تماشای تازهترین ساخته ریدلی اسکات، «رابین هود»، مدتی است انتظار خیل گستردهای از علاقمندان را به سر رسانده. کن همواره غافلگیر میکند و این خصلت این جشنواره کهن و معتبر است. کن 63 نیز این قاعده را زیر پا نمیگذارد و اولین شوک را در همان آغازین ساعات به مخاطبانش میدهد. نمایش «رابین هود»، نخستین سورپرایز امسال است.

تنوع فیلم در جشنواره امسال نیز همچون ادوار گذشته بسیار به چشم میخورد. حضور بزرگان در کنار نوظهوران و یا حتی فیلم اولیها همواره از جذابیتهای کن است زیراکه پیش بینی اهدای جایزه نخست را تقریبا غیرممکن مینماید. بسیار دیدهایم نظیر اتفاقی که در سال 1994 افتاد با اینکه زیر درختان زیتون عباس کیارستمی هم کاندید بود و در حالی که تمامی منتقدان و صاحبنظران سینمایی جهان، «قرمز» کیشلوفسکی را فاتح نخل طلا میدانستند، به یکباره نام تارانتینو و «قصههای عامهپسند» از پاکت بیرون آمد و بزرگترین غافلگیری تاریخ کن به وقوع پیوست.
کم نیست مثالهایی از این دست. به یاد آورید کن 2001 را. دیوید لینچ کبیر با یکی از بهترینهای کارنامهاش تنها به جایزه بهترین کارگردانی اکتفا کرد و نخل طلا را به «اتاق پسر» نانی مورتی باخت. سال پیش «یک پیشگو» فیلمی نخل طلایی بود اما «روبان سفید» هانکه برنده شد. البته هانکه فیلمساز بزرگی است و نخل طلا بسیار در شأن اوست اما به زعم من «معلم پیانو» و یا «پنهان» میتوانستند این جایزه را برایش به ارمغان آورند.
دو سال قبل «سه میمون»، «یک داستان کریسمسی» و «گومورا» بختهای نخست قلمداد میشدند اما نخل به «کلاس» رسید. کن 2006 هم یکی از بهترین آثار کوئنها را بینصیب از جایزه گذاشت و «پارانوئید پارک» ون سنت را هم ناکام گرداند تا فیلم درخشان اما بیحاشیه و بیادعای «4 ماه، 3 هفته و 2 روز» فاتح جشنواره شود. اینگونه اتفاقات ثابت میکند که هیچگاه نمیتوان حوادث روز پایانی کن را پیش بینی کرد و از سویی دیگر هشدار میدهد که فریب نامهای بزرگ را نباید خورد.
و تمامی فیلمهای جشنواره را از یک نگاه و بر اساس یک مبنای واحد باید سنجید. این است که کن را از سایر همتایانش متمایز میکند و آروزی هر فیلمسازی را حضور فیلمش در آن میگرداند. سخت میشود به کن راه یافت، اما هرکه راه پیدا میکند میتواند به آیندهاش چشم امید بیشتری بدوزد و هر که جایزه میبرد دیگر به تبدیل به چهره گشته است.
اما قدری بپردازیم به جشنواره امسال... هجده فیلم پای به میدان اصلی رقابت گذاشتهاند و از این میان نام هشت چهره، برجستهتر از دیگران رخ مینماید. کیارستمی، لی، کیتانو، ایناریتو، بوشراب، میخائیلکف و تاورنیه، هریک ید طولایی از حضور در کن دارند، اما در میان این هفت تن تنها مایک لی و عباس کیارستمی هستند که پیشتر یک بار نخل طلا را به خانه بردهاند.
در این بین جانشینی آثار فیلمسازان نه چندان نام آشنایی نظیر مهمت صالح هارون به جای فیلمهای بزرگانی چون ژان لوک گدار و یا مانوئل دی الیویرا و نیز حضور فیلمهای وودی آلن، الیور استون و استفن فریزر در بخش خارج از مسابقه، همه و همه بیان میدارد که جشنواره کن بار دیگر میتواند آبستن وقایعی غیرقابل پیش بینی شود. پس باید تا روز پایانی منتظر ماند و پس از تماشای فیلم «درخت»، آخرین ساخته ژولی برتوچلی، در آخرین سانس نمایشهای فستیوال امسال دید که نهایتن چه فیلمی فاتح نخل طلای امسال خواهد شد؟
