تبليغاتX
گردباد - Vamos Vamos Argentina

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

آخرین بار که آرژانتین در جام جهانی دیدیم کی بود؟ فقط به خودم گفتم «آرژانتین روح یک جهان بی‌روح است.» و بغضم شکست. آن لحظه برایم غیر قابل تحمل بود. داستان ما و آرژانتین یک ماجرای قدیمی است. فوتبالهای زیادی دیدیم، چقدر این حس برایم آشنا است. این حس سر بازی آرژانتینا در فوتبال بارها و بارها، سالها و سالها تجریه کردم. حس آخر بازی آلمان و آرژانتین را می گویم؛ بازی یک چهارم سال 2006.

آرژانتین 2010 چقدر مارادونا است
خورشید دوباره شروع به درخشیدن کرده است.

در آن لحظات بی‌اراده گریه کردم. چهار سال صبر کرده بودیم که قهرمانی آلبیسلسته را ببینیم، ناکامی سالهای قبلش را فراموش کنیم اما باز هم یک نامردی دیگر رقم خورده بود. در آن دیدار، همه چیز برای صعود آرژانتین به جمع 4 تیم پایانی مهیا بود اما به یکباره ورق برگشت و آرژانتین بازی را باخت. البته از وقتی که ژرمن‌های نامرد اجازه ورود به استادیوم به ال دیه‌گو ندادند، می‌شد فهمید قرار است سر تیم محبوب‌مان را ببرند.

پیش از گل تساوی ژرمنهای میزبان، کرسپو می‌توانست  همه چیز را تمام کند، اگر آن تک به تکش گل می‌شد تاریخ به گونه دیگری رقم می‌خورد اما کرسپو نزد و دویچلند هم با یک حمله به بازی برگشت، بازی به صربات پنالتی رفت، آلمانی که تا به حال در تاریخ در ضربات پنالتی نباخته بازی را نباخت و آن شکست اتفاق افتاد.

تیم سال 2006 تیم خوبی بود، تیمی خیلی خوب، همانند سال 2002. آرژانتین بیلسا، امید اول کسب جام بود اما از آن سال به جای شادی قهرمانی، گریه‌های باتیستوتا در یادم مانده است و لحظه‌ای که زانوهایش را گرفت تا نیفتد. گریه‌های بعد از بازی با سوئد. آرژانتین می‌توانست قهرمان شود اما پنالتی مشکوکی که کولینا در دیدار با انگلستان گرفته بود، همه چیز را خراب کرد.

سرانجام آرژانتین حذف شد و برزیل جام را برد و من هیچ وقت خوشم نیامد که برای یکبار هم، مراسم قهرمانی برزیل را ببینم، نمی‌توانستم جامی را که قرار بود کاپیتان ورون بلند کند، در دستان کافو ببینم و هیچ وقت هم آن صحنه‌ها را ندیدم.

سال 1998 را که مرور می‌کنم، استپ فوق العاده برگ کمپ و ضربه استثنایی‌اش در خاطرم می‌آید و حرکت بچه‌گانه اورتگا، به قول ال دیه‌گو: اورتگا آرژانتین کشت.  بازی یک چهارم برابر هلند. اخراج ارتگا امیدها را کم کرده بود و برگ کمپ هم جای هیچ صحبتی نگذاشته بود اما دست کم اگر لوپز آن دو به تک را به باتی گل پاس می‌داد و خودش گل نمی‌زد، گابریل دوست داشتنی مسیح‌وار آقای گلی جام را به دست می‌آورد و دست کم عنوانش مرهمی بر درد حذف شدن بود.

از سال 94 برایم سکوت دیدار آرژانتین و رومانی باقی مانده، آن جام برایم پر از حرفهای ردوندو به مارادوناست که بعد از بازی بلغارستان به او گفته بود همه جای زمین دنبال تو می‌گشتیم دیه‌گو تا توپ را به تو بدهیم ولی تو را پیدا نمی‌کردیم، پر از حرفهای مارادونا که گفته بود پاهایم را قطع کردند، آخرین سال هنرنمایی مارادونا در جام جهانی.

مافیا بازی فیفا و مافیا از سال ۹۰ شروع شده بود اما قرار بود نوار ناکامی‌ها در جام 2006 قطع شود، جامی که خودش یک ناکامی دیگر شد و فراموش کردن ناکامی‌ها به سال 2010 افتاد. و حالا این ما هستیم یک مشت مرد برزخی که برگشته‌ایم تا انتقام خود را بگریم.

آرژانتین امسال تیم خوبی دارد اما نه به خوبی 4 سال قبل و قبل‌ترهایش که با بیشترین امتیاز به جام جهانی صعود می‌کرد، اما این تیم همانند تیم سال 90، تیمی مرموز و غیرقابل پیش بینی است. واقعن چه کسی می‌تواند از لحاظ فنی آرژانتین پاسارلا، بیلسا، پکرمن را انکار کند؟ اما همه‌ی این‌ سالها آرژانتین گمشده‌ای داشت.

این روح مرموز استادیومی شانزده سال بود که پیداش نبود. اما چقدر این آرژانتین برایمان آشنا است. تنها کمتر از ۲۴ ساعت به آغاز جام جهانی فوتبال آرژانتین به دستور مارادونا خط حمله سه نفره را تمرین کرد. مسی، هیگوان و توز در راس خط حمله قرار دارند، وسط هم دی‌ماریا و ماسچرانو و ماکسی. آلبیسلسته برای قهرمانی نیرو کم ندارد و می‌تواند همه آرزوهای دور و دراز هوادارانش را برآورده کند. خدا جون تو که یک برگ درخت به اذنت نمی‌افتد، امسال ما می‌خواهیم قهرمان شویم!

| لينک ثابت |  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 1:37    | 

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا