میان این همه سانشاین، لاته، آیسپک، صورتهای برنزه شده، قرصهای ضدبارداری، رنگ سوتینها، بوی دیویدف، کنزو، لاگست. میان این همه اند کلاس دیگر کسی به یاد آن پسری نیست که توی جزیرهی مجنون جنازهی بیسرش را پیدا کردند.
خیلیها به خاطر ما شهید شدند تا ما زندگی کنیم. همت، باکری، زینالدین، جهانآرا، باقری، چمران... . اینها اسم اتوبانهای تهران نیست! اسم چندتا از آن بچههایی است که شهید شدند تا صدام حسین پا نشود بیاید در سعدآباد رقص عربی دخترهای ایرانی را تماشا کند! غیر از اتوبانهای تهران چند تا اسم دیگر از آن بچه ها را به خاطر دارید؟
وجدانهای بیدار جامعهی ما کجا هستند؟ عصرها در تهران توی یک کافهی بالای شهر (ویتکنگهای کافهنشین) با چند تا داف روشنفکر، گاهی اوقات برعکس، دور یک میز در هالهای از دود سیگار و بوی قهوه تلخ غرق هستند. شبها هم با یک آبجو عاشق یکی از آن دافهای روشنفکر میشوند و بعد با ودکا به پورنو می رسند.
به قول استاد: "اویی که این روزها در روزنامه ها با نام های تازه , به عنوان نوکر روزنامه , آن هم در روزنامه های عصا به دست می نویسد, یک زبان دیگر را نمی داند . بماند که قطعا زبان فارسی را نمی داند . نه سازی را تا به حال به دست گرفته , فیدل کاسترو را نمی شناسد, به عکس چه گوارا روی سینه و تی شرت خودش می گوید, داریوش.سینما رکس را نمی داند کجاست.سینماهای سوخته را نمی شناسد."
نئو رونشفکرها (نسل فست فود) نمیدانند سینما رکس کجا هست. ولی سینما فرهنگ جاده قدیم شمیران سانس آخرش را به خوبی میدانند. وجدانهای بیدار جامعهی ما را باید یا توی کافهها پیدا کرد یا توی رختخوابهای مچاله شده.
فیدل و چه که سهل هستند. نئو روشنفکرها نه همت را میشناسند و نه چمران را. نسل فست فود بهترین نام برای آنهایی است که خیلی چیزها را نمیدانند. آروزیشان این است که که اطلاعات بهشان گیر بدهد تا بتوانند در یکی از بنگاههای خبری جهان برای خودشان کار پیدا کنند. سقف آروزیشان این است که بشوند نوکر خارجیها.
دم هودر گرم که میگوید: " همین من بیخدای عرقخوار بینماز، با همین وبلاگ فیلتر شده... سگ خامنهای را هم با هزارتا بوش و بلر عوض نمیکنم. اگر حمله کنند برمیگردم و میجنگم.حالا شما خود دانید."
